<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>sideblog</title>
      <link>http://www.dihoor.com/sideblog/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 23 Jun 2008 21:26:49 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>&quot;عاشقان دیروز&quot; در تالار وحدت</title>
         <description><![CDATA[ 
<a href="http://khonya.com/">گروه موسیقی «خنیا»</a> به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد.

<img alt="poster.JPG" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/poster.JPG" width="118" height="223" />

به گزارش روابط عمومی گروه موسیقی خنیا، در این برنامه با عنوان «عاشقان دیروز» در دو بخش دستگاه چهارگاه، دستگاه نوا و آواز افشاری، قطعاتی از ساخته‏های پری ملکی، فرامرز پایور، حسین علیزاده و چند تصنیف قدیمی اجرا خواهد شد.
در این برنامه جلال امیر پورسعید (تار)، آوا ایوبی (تارباس)، نیما رحمانی (سنتور)، بهرنگ آزاده (کمانچه)، آزاده شمس (قیچک باس)، سینا خشک بیجاری (پنداریک و دایره)، بامداد ملکی (تنبک)، نیما نیک‏طبع (دف و دایره) صدای همخوانان پری ملکی، فاروق کسمایی، یاسمن کاظمی، نیما نیک‏طبع و بامداد ملکی را همراهی می‏کنند.

این کنسرت با همکاری ماهنامه فرهنگی و هنری ماسوله برگزار می شود.

گفتنی است، این کنسرت در ساعت 21 و 30 دقیقه تاریخ‏های یاد شده برگزار می‏شود و علاقه‏مندان برای تهیه بلیت می‏توانند به مراکز فروش زیر مراجعه کنند:

- گیشه تالار وحدت: خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار،
تلفن:5-66705101 
- فروشگاه‏های دارینوش: قلهک، خیابان شریعتی، پایین تر از سینما فرهنگ،
تلفن: 22000400
- سیاه سفید: میدان انقلاب، جنب سینما بهمن،
تلفن: 66971603 و 66952497 (تحویل در محل)
- کتابفروشی بهنام: خیابان یوسف آباد، نبش چهارراه فتحی شقاقی، پاساژ هنر،
تلفن: 88715780 
- فروشگاه ققنوس: تجریش، روبه روی سینما آستارا، پاساژ حیدریان،
تلفن: 22728007 و 22738007 (تحویل در محل)
- کافه عکس: ابتدای خیابان میرداماد، مرکز خرید اسکان، طبقه زیرین،
تلفن: 88791191
- فروش اینترنتی: <a href="http://www.IranConcert.com">سایت IranConcert</a>



]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/870.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/870.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 23 Jun 2008 21:26:49 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>The Horse Whisperer</title>
         <description><![CDATA[دو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسب‌سواری هستند، که ناگهان یکی از اسب‌ها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست می‌دهد و باعث به‌وجود آمدن تصادف غم‌انگیزی می‌شود. جودیث و اسبش بر اثر این سانحه کشته می‌شوند، گِرِیس و اسبش نیز به شدت مصدوم می‌گردند. این حادثه که آغازگر ماجراهای فیلم است زندگی گِرِیس را برای همیشه تغییر می‌دهد.

<img alt="2%29%20The_Horse_Whisperer.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/2%29%20The_Horse_Whisperer.jpg" width="218" height="144" />

گِرِیس به دلیل مرگِ بهترین دوستش و همچنین وضعیت خودش از رفتن به مدرسه خودداری می‌کند. در این میان مادر گِرِیس – آنی – که دارای موقعیت شغلی خوبی در یک مجله پرطرفدار است در تلاش برای بهبود وضعیت دخترش سعی در یافتن راهی برای بازگرداندن اسب وی به حالت بهبود می‌کند؛ به همین دلیل به دنبال مردی که به "نجواگر اسب" معروف است – تام بوکر - به مونتانا می‌روند. (به همراه دختر و اسبش)
این سفر منجر به تغییر و تحولات روحی و رفتاری در همه‌ی آن‌ها می‌شود.



<img alt="1%29%20The_Horse_Whisperer.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/1%29%20The_Horse_Whisperer.jpg" width="122" height="175" />

نام فیلم: نجواگر اسب - <a href="http://www.imdb.com/title/tt0119314/">The Horse Whisperer </a>- 1998
کارگردان: Robert Redford
بازیگران:
- Robert Redford در نقش تام بوکر
- Kristin Scott Thomas در نقش آنی مک لین
- Sam Neill در نقش رابرت مک لین
- Dianne Wiest در نقش دیان بوکر
- Scarlett Johansson در نقش گِرِیس مک لین
ژانر: درام، عاشقانه
محصول کشور: آمریکا
مدت: 170 دقیقه
PG- 13


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/film/808.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/film/808.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">film</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 08 Apr 2008 21:37:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک روز قشنگ بارانی</title>
         <description><![CDATA["یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی را بیان می کند. هر کدام از این زنان دارای اخلاق و رفتارها، پیشینه  و شیوه ی زندگی های متفاوتی هستند، و چیزی که این داستان ها را به هم شبیه می کند این است که این زنان طی ماجراهایی که در طول داستان برای شان اتفاق می افتد، خودآگاه یا ناخودآگاه در مسیر بهتر شدن قدم می نهند. حتی اگر این بهتر شدن همچنان که در داستان "غریبه" آمده است بازگشت اُدیل وِرسینی به دوران کودکی و در پی آن دست یابی به گونه ای از آرامش باشد.

-هر چند که به نظرم این مجموعه داستان خوب بود اما من نمایشنامه های اریک امانوئل اشمیت رو ترجیح می دم. توی این داستان ها خبری از اون غافلگیری ای که توی نمایشنامه هاش وجود داره نبود، و خیلی راحت می شد آخر داستان هاش رو پیش بینی کرد.


<img alt="Baaraani.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Baaraani-thumb.jpg" width="125" height="189" /></a>


نام کتاب: یک روز قشنگ بارانی: پنج داستان کوتاه
نویسنده: <a href="http://www.eric-emmanuel-schmitt.com/">اریک امانوئل اشمیت</a>
مترجم: شهلا حائری
ناشر: نشر قطره
چاپ اول: 1386
142 ص.
1700 تومان.

-داستان های فرانسه، قرن 20 م.
(کتاب حاضر ترجمه ی چند داستان از کتاب: Odette Toulemonde et autres histoires, c 2006 است.)


-----------------------
بخشی از کتاب:

-آخه تو چی رو دوست داری؟ دریا رو یا آفتاب رو؟ آب اینجاست، افق اینجاست، بی گرانگی هم اینجاست!
هلن اعتراف کرد که قبلا هرگز دریا و ساحل را نگاه نمی کرده است، آنچه برایش مهم بود تنها لذت بردن از آفتاب بود و بس.
-خب تو نگاه محدودی از زندگی داری، آدم که منظره رو محدود به آفتاب نمی کنه.
(از داستان "یک روز قشنگ بارانی" ص. 15)


پ.ن: مرسی <a href="http://mamehr.blogspot.com/">رفیق</a> از هدیه ات...


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/book/741.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/book/741.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">book</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 26 Jan 2008 22:11:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همراه شو عزیز!</title>
         <description><![CDATA[پس از بیست و هشت سال شاعر تصنیف " همراه شو عزیز ... " مشخص شد.

همراه شو عزیز/همراه شو عزیز 
تنها نمان به در/کین درد مشترک 
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود 
دشوار زندگی/هرگز برای ما 
بی رزم مشترک/آسان نمی شود 
تنها نمان به در/همراه شو عزیز 
همرا شو/همراه شو 
همراه شو عزیز 
تنها نمان به در/کین درد مشترک 
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود


<img alt="Chavosh1.JPG" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Chavosh1-thumb.JPG" width="320" height="215" /></a>

<img alt="Chavosh2.JPG" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Chavosh2-thumb.JPG" width="320" height="197" /></a>


حرکت های انقلابی هنرمندان جوان موسیقی ایرانی از دل نهادی به نام مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی، و در ذهن و مضراب و حنجره شاگردان نورعلی خان برومند و عبدالله دوامی، تقریبا از سال های آغازین دهه 50 شکل گرفت.
حسین علیزاده در روزهای تاریک سال 56 قطعه "حصار " را در یادبود زندانیان سیاسی رژیم شاه در چهارگاه ساخت. تصنیف زیبای " برادر بی قراره " با مطلع " شب است و چهره میهن سیاهه / نشستن در سیاهی ها گناه " هم از موسیقی های انقلابی است که توسط محمدرضا لطفی در توصیف سیاهی آن روزها ساخته شد. پرویز مشکاتیان هم " رزم مشترک " را با مطلع " همراه شو عزیز تنها ممان به درد / کاین درد مشترک / هرگز جدا جدا درمان نمی شود " ساخت. محمدرضا شجریان نیز که از شاگردان مکتب برومند بود، با گروه های انقلابی آن روز هم نوا شد .

بسیاری از موسیقی دانان زبده آن روزگار گردهم آمدند و قطعات و ترانه هایی را تصنیف کردند تا دوشادوش مردم به پا خاسته باشند. همین روزها بود که هنرمندان موسیقی ایرانی، تصمیم گرفتند کانونی به نام " چاووش " تشکیل دهند. 
کانون چاووش را بزرگان امروز موسیقی ایرانی و ادبیات ما و جوانان مصمم آن روزگار بنا کردند و طی این رخداد بزرگ هنری ، ده ها اثر باشکوه در قالب ۱۲ حلقه نوار به علاقمندان موسیقی عرضه شد که در هریک از این قطعات نقطه عطف بزرگی در موسیقی امروز ما به شمار می آید. خوانندگانی چون شهرام ناظری، صدیق تعریف، بیژن کامکار با حضور هنرمندانه در چاووش بیشتر شناخته شدند و با خلق آثاری زیبا و دلنشین گام های نخست هنری خود را برداشتند. 
آلبوم اول این گروه با نام " به یاد عارف" در تابستان 1357 منتشر شد. این آلبوم ترکیبی از موسیقی محمدرضا لطفی، صدای محمدرضا شجریان و اشعار هوشنگ ابتهاج بود که محتوای موسیقایی‌اش درباره عارف قزوینی موسیقی دان و تصنیف ساز مشهور دوره قاجار است. "چاووش 2 " بی‌درنگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و "چاووش 3 " ابتدای جنگ وارد بازار شد . چاووش 2 و 3 سرودهایی است انقلابی که احساسات اجتماعی ناشی از انقلاب و روحیه سیاسی مردم در آن دوره را به خوبی بازتاب می‌دهد. اما چاووش شماره یک به طور غیرمستقیم و البته بسیار ریشه‌ای‌تر، متناسب با افکار انقلابی مردم است .
تصنیف رزم مشترک یا همان " همراه شو عزیز " نیز اولین تصنیف آلبوم "چاووش هفت " است که ساخته استاد پرویز مشکاتیان و اجرا شده ی محمدرضا شجریان و گروه عارف بوده و به مناسبت اولین سالگرد انقلاب اسلامی در سال 1358 منتشر شد . 
اما نکته ی مهم درباره این تصنیف آن است که در تمامی این سالها و در تمامی مجامع و همچنین در جلد آلبوم نیز از فردی با نام "برزین آذرمهر" به عنوان شاعر این اثر نام برده می شد. "برزین آذز مهر" نامی بود که در تمامی این سالها هیچ اثردیگری از او دیده نمی شد و همین امر سبب شده بود احتمال نام مستعار بودن این نام را بیش از بیش افزایش دهد .

در طی روزهای گذشته استاد مشکاتیان پس از بیست و هشت سال لب به سخن گشود و مشخص شد شاعر این شعر حماسی خود پرویز مشکاتیان بوده است .

این روزها ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات پیشروی مجلس، شعر حماسی و نوستالژیک " همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود!" را به یاری طلبیده و این شعر را به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزیده است.
در صحبت های انجام گرفته با استاد، ایشان همچنین رضایت خود را از استفاده از این شعار به عنوان شعار جریان اصلاح طلبی اعلام نموده اند.

برای دانلود این آهنگ می توانید روی اسم آن: "<a href="http://www.harmonytalk.com/music/razm.mp3">همراه شو عزیز</a>" یا "<a href="http://meshkatian.ir/Music/TASNIF/razme%20moshtarak%20meshkatian%20shajarian.MP3">رزم مشترک</a>" Right Click  کنید و بعد از آن گزینه ی Save Target As را انتخاب کنید.

مطلب از سایت <a href="http://razeno.com/">رازنو</a>
با تشکر از <a href="http://gol-ku.blogspot.com/">این آقا</a> بابت معرفی های نابش


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/724.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/724.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 18 Jan 2008 09:38:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آقای کبوتر و بانو</title>
         <description><![CDATA[آقای کبوتر و بانو مجموعه ی نه داستان با نام های "درس آواز"، "ننه پارکر"، "آقای کبوتر و بانو"، "غریبه"، "روانشناسی"، "سفر"، "گریز"، "ترشی گله" و "گاردن پارتی" است. همچنان که در پیشگفتار کتاب آمده است دو مجموعه داستان (سرور – گاردن پارتی) از نویسنده ی این کتاب – کاترین منسفیلد – که گزیده ی آن ها در کتاب آقای کبوتر و بانو آمده است، بخشی از ادبیات ماندگار انگلیسی به شمار می رود.

- نویسنده در این کتاب بیشتر به ویژگی های شخصیتی، حالات و احساسات و درونیات شخصیت های هر داستان پرداخته. توصیه می کنم که در داستان ها چندان به دنبال اوج و فرود نباشید. 

- کاربرد کلمه هایی که استفاده از اون ها کمتر رایجه، در ترجمه ی این کتاب که توسط خانم شیرین تعاونی (خالقی) صورت گرفته، نظرم رو خیلی جلب کرد. هر چند برای کسی مثل من که دایره لغاتش زیاد نیست، روبه رو شدن با این کلمه ها کمی سخت بود ولی در مجموع یاد گرفتن کلمه های جدید همیشه حس خوبی برام داشته. و به نظرم کار این خانم جای تحسین داره. 

- من از داستان های "درس آواز"، "آقای کبوتر و بانو"، "روانشناسی" و "گاردن پارتی" (به خصوص همین آخری) بیشتر از بقیه خوشم اومد.

- اگر درگیری ذهنی دارید، فعلا این کتاب رو نخونید. چون ممکنه با وجود اینکه کتاب حجیمی نیست، خوندنش خیلی طول بکشه. حالا از من گفتن بود!


<img alt="Aghaye%20kabutar%20o%20banu.JPG" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Aghaye%20kabutar%20o%20banu-thumb.JPG" width="125" height="166" /></a>


نام کتاب: آقای کبوتر و بانو (مجموعه داستان)
نویسنده: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Katherine_Mansfield">کاترین منسفیلد</a>
مترجم: شیرین تعاونی (خالقی)
ناشر: نشر چشمه
چاپ دوم: 1386
135 ص.
2000 تومان.

- داستان های کوتاه انگلیسی – قرن 20 م.
(این کتاب ترجمه گزیده داستان های دو مجموعه Bliss and other stories, The Garden Party است.)


---------------------------
بخشی از کتاب:

لوری پرسید: "ببینم، گریه که نمی کنی، هان؟"
لورا سر را به نشانه ی نفی تکانی داد. اما گریه می کرد.
لوری دستش را دور شانه ی او حلقه کرد و با صدایی گرم و سرشار از مهر گفت: "گریه نکن. خیلی وحشتناک بود؟"
لورا هق هق کنان پاسخ داد: "نه، برعکس. فوق العاده بود – " ایستاد و نگاهش را به او دوخت. بعد تمجمج کنان گفت: "زندگی جدا خیلی ... جدا خیلی ..." اما نتوانست صفت مناسبی برای توصیف آن بیابد. چه باک! لوری مقصودش را خوب می فهمید. در جواب گفت: "آره عزیزم، خیلی!"



]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/book/707.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/book/707.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">book</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 06 Jan 2008 13:29:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> گروه خنیا این بار در تالار وحدت به روی سن می رود.</title>
         <description><![CDATA[کنسرت <a href="http://khonya.com/">گروه «خنیا»</a> که قرار بود که در آبان گذشته در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شود با بیش از یک ماه تاخیر در روزهای 22 تا 23 آذر ماه در تالار وحدت اجرا خواهد شد. 
به گزارش پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ، اختلاف نظر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی طی دو ماه گذشته موجب لغو اجرای چندین کنسرت در تالار اندیشه شد که یکی از آنها کنسرت گروه «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» بود.

<img alt="e860905247335281.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/e860905247335281-thumb.jpg" width="130" height="130" />

این اجرا قرار بود در روزهای دهم تا دوازدهم آبان ماه برگزار شود که اختلاف این دو نهاد موجب لغو این برنامه در فاصله یک هفته مانده به کنسرت شد. این اتفاق در حالی رخ داد که برگزارکنندگان کنسرت - یعنی خود اعضای گروه – بلیت فروشی برنامه را پیش از اعلام خبر لغو آن آغاز کرده بود. به گفته پری ملکی خبر لغو کنسرت زمانی به ایشان اطلاع داده شد که بیش از نیمی از بلیت‌ها برنامه از طریق مراکز فروش عرضه شده بود.

<img alt="e860905262769949.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/e860905262769949-thumb.jpg" width="200" height="132" /></a>

در گروه خنیا «میلاد علی پور» تار می نوازد و مسلم علی پور، کمانچه، «جلال پورسعید» نواختن رباب و کوزه و «پویا سرایی» نیز نوازندگی سنتور را برعهده دارد. «بامداد ملکی»، نوازنده تمبک و «نیما نیک طبع»، نوازنده دف، سازهای کوبه ای گروه خنیا را تشکیل خواهند داد. در کنار این نوازندگان «بردیا صدرنوری» مانند همیشه به عنوان سولیت پیانو حضور خواهد داشت. گروه خوانندگان (همخوانان) خنیا را نیز «پری ملکی»، «حمیرا مظاهری»، «فاروق کسمایی»، «نیما نیک طبع» و «بامداد ملکی» تشکیل می دهند.

گفتنی است، این کنسرت در ساعت 18 تاریخ های یاد شده برگزار می شود و بلیت‌های آن 8000 تومان قیمت‌گذاری شده است.


<a href="http://www.culture-music.net/events.php?id=111">مطلب از پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ</a>


علاقه‏مندان برای تهیه بلیت می‏توانند به مراکز زیر مراجعه کنند:

- فروشگاه دارینوش: قلهک، خیابان شریعتی، پایین تر از سینما فرهنگ، 
تلفن: 22000400
- فروشگاه ققنوس: تجریش، رو به روی سینما آستارا، پاساژ حیدریان. امکان خرید اینترنتی و تحویل در محل نیز در این فروشگاه وجود دارد،
تلفن: 22728007
- کتابفروشی بهنام: یوسف آباد، نبش چهارراه فتحی شقاقی، پاساژ هنر، 
تلفن: 88715780
- فروشگاه سیاه سفید: میدان انقلاب، جنب سینما بهمن، 
تلفن: 66971603


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/629.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/629.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 26 Nov 2007 15:27:04 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چهل سالگی</title>
         <description><![CDATA[داستان این کتاب راجع به زنی به نام آلاله است که در آستانه ی چهل سالگی قرار دارد. او که کارمند یک مرکز هنری ست به خاطر وظیفه ای که در اداره اش دارد باید با عشق دوران جوانی اش یعنی هرمز شادان که اکنون موسیقی دان و رهبر یک ارکستر است رو به رو شود و مسئولیت برگزاری برنامه ی او را برعهده گیرد. شنیدن این خبر باعث می شود که آلاله به جستجو در جوانی اش بپردازد و این امر او را از لحاظ فکری و روحی درگیر می کند. همسر آلاله –فرهاد- و دختر دانشجویش –شقایق- با توجه به اینکه از حالات روحی او با خبر شده اند سعی می کنند تا به او کمک کنند و از او حمایت کنند. و ...


-کتاب خوبی بود؛ هرچند به نظر من تکرار بعضی از جمله هاش زیادی بود و بعضی هاش هم کلیشه ای بود.


<img alt="40%20Saalegi.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/40%20Saalegi-thumb.jpg" width="125" height="173" /></a>

نام کتاب: چهل سالگی
نویسنده: ناهید طباطبایی
ناشر: نشر چشمه
90 ص. 700 تومان
چاپ سوم زمستان 1383، تهران
- داستان های فارسی (قرن 14)

----------
بخشی از کتاب:

آلاله گفت: "آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند."


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/book/616.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/book/616.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">book</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 21 Nov 2007 14:22:00 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot;سوز و ساز&quot; در تالار اندیشه به سرپرستی پری ملکی</title>
         <description><![CDATA[گروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای دهم تا دوازدهم آبان ماه 86 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار اندیشه حوزه هنری اجرا خواهد کرد.
در این برنامه با عنوان «سوز و ساز» در دو بخش دستگاه ماهور، دستگاه چهارگاه و آواز اصفهان، قطعاتی از ساخته‏های مجید وفادار، نصرالله زرین‏پنجه و حمید بهروزی نیا اجرا خواهد شد. 

<img alt="sooz%20o%20saaz.JPG" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photoes/sooz%20o%20saaz.JPG" width="120" height="202" />

در این برنامه جلال امیر پورسعید (رباب و کوزه)، آوا ایوبی (تارباس)، پویا سرایی (سنتور)، مسلم علیپور (کمانچه)، میلاد علیپور (تار)، بامداد ملکی (تنبک)، نیما نیک‏طبع (دف و دایره) صدای همخوانان پری ملکی، فاروق کسمایی، نیما نیک‏طبع و آوا ایوبی را همراهی می‏کنند.


علاقه‏مندان برای تهیه بلیت می‏توانند به مراکز زیر مراجعه کنند:

 - گیشه تالار اندیشه: خیابان حافظ، جنب خیابان سمیه، 
تلفن: 9 – 88892001
 - فروشگاه دارینوش: قلهک، خیابان شریعتی، پایین تر از سینما فرهنگ، 
تلفن: 22000400
 - فروشگاه ققنوس: تجریش، رو به روی سینما آستارا، پاساژ حیدریان، 
تلفن: 22728007
 - کتابفروشی بهنام: یوسف آباد، نبش چهارراه فتحی شقاقی، پاساژ هنر، 
تلفن: 88715780
 - فروشگاه سیاه سفید: میدان انقلاب، جنب سینما بهمن، 
تلفن: 66971603
 - کافه عکس: ابتدای خیابان میرداماد، مرکز خرید اسکان، طبقه زیرین، 
تلفن: 88791191 


- <a href="http://www.khonya.com/">کنسرت گروه خنیا در تالار اندیشه به سرپرستی پری ملکی</a>
- <a href="http://www.culture-music.net/events.php?id=104">اجرای تصنیف های قدیمی در کنار آثار جوانان</a>
- <a href="http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=217553&t=art">گروه خنیا در تالار اندیشه حوزه هنری کنسرت می‌دهد</a>


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/560.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/560.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 17 Oct 2007 20:29:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>كنسرت گروه خنيا، ويژه بانوان</title>
         <description><![CDATA[روايت «قصه های از یاد رفته» در تالار وحدت:

<img alt="ss.bmp" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/ss.bmp" width="217" height="132" />


گروه موسیقی سنتی خُنیا، به سرپرستی و خوانندگی پری ملکی، کنسرتی با عنوان «قصه های از یاد رفته» را در روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه 3 ، 4 و 5 خرداد ماه 86 در ساعت 6 عصر در تالار وحدت اجرا خواهد کرد.
این کنسرت بازخوانی مجموعه ای از موسیقی دوره قاجار می باشد که زنان موسیقیدان آن دوره، آنها را ساخته و یا خوانده اند. در کنسرت «قصه های از یاد رفته» پدیده احرارنژاد (تار)، رابعه افتخاری (سه تار)، آوا ایوبی (تارباس) و مریم ملا (تنبک)، پری ملکی را همراهی می کنند.

علاقه مندان براي تهيه بليت مي توانند به مراكز زير مراجعه كنند:

 گیشه تالار وحدت: خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار
تلفن: 5 – 66705101
مرکز موسیقی بتهوون: خیابان میرداماد، میدان محسنی، پلاک 62
تلفن: 22253776
فروشگاه دارینوش: قلهک، خیابان شریعتی، پایین تر از سینما فرهنگ
تلفن: 22000400
فروشگاه ققنوس: تجریش، رو به روی سینما آستارا، پاساژ حیدریان
تلفن: 22728007
نشر کارنامه: خیابان شهید باهنر (نیاوران)، تقاطع کامرانیه
تلفن: 22285969
کتابفروشی بهنام: یوسف آباد، نبش چهارراه فتحی شقاقی، پاساژ هنر
تلفن: 88715780
فروشگاه سیاه سفید: میدان انقلاب، جنب سینما بهمن
تلفن: 66971603

لینک خبر:

- <a href="http://www.khonya.com/index.php?option=com_content&task=view&id=105&Itemid=95">روايت «قصه های از یاد رفته» در تالار وحدت  </a>
- <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8602220124">گروه خنیا برای بانوان کنسرت می دهد.</a>
- <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=484591">بازسرایی "قصه های از یاد رفته" در تالار وحدت</a>]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/369.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/369.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 17 May 2007 13:00:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فاصله و داستان های دیگر</title>
         <description>&quot;فاصله و داستان های دیگر&quot; شامل دو بخش است. بخش اول، تحت عنوان &quot;در شناخت ریموند کارور&quot;شامل دو مقاله و دو مصاحبه است. مقاله ی اول فشرده ای از نوشته ی ویلیام استول استاد دانشگاه ایالتی هرتفورد آمریکا و یکی از بهترین و دقیق ترین بیوگرافی هایی ست که تا کنون از زندگی کارور نوشته شده است. دومین مقاله نوشته ی فرد مورامارکو استاد دانشگاه سن دیه گو آمریکا، نگاهی تحلیلی به یکی از مهم ترین و کلیدی ترین عناصر مفهومی داستان های کارور یعنی عشق. دو مطلب بعدی این بخش گفت گوهایی هستند با کارور و همسرش. گفتگوی اول را ویلیام استول از ایتالیایی به انگلیسی ترجمه کرده است و گفتگوی دوم، چکیده ای از مصاحبه ی مفصل ملوین استرن با تس گالاگر -همسر کارور- است.
بخش دوم این کتاب که &quot;داستان ها&quot; را شامل می شود، در برگیرنده ی 12 داستان است که از مجموعه ی &quot;از کجا تلفن می کنم / Where I am calling from &quot; انتخاب شده اند. و بنا به گفته ی مترجم –مصطفی مستور- داستان های این مجموعه بر اساس توالی زمانی نگارش شان مرتب شده اند تا خواننده علاقمند بتواند تصویری از تحول سبک کارور در دوران نویسندگی اش داشته باشد. 
در انتهای کتاب دو پیوست آمده است که اولی سال شمار زندگی کارور، و دومی کتاب شناسی کارور است در منابع فارسی.*

* این توضیحات (و توضیحات بیشتر) در یادداشت مترجم آمده است.


نام کتاب: فاصله و داستان های دیگر
نویسنده: ریموند کارور
مترجم: مصطفی مستور
ناشر: نشر مرکز
225 ص. 2200 تومان
چاپ دوم 1384، تهران

- داستان های آمریکایی (قرن 20 م.)
- کارور، ریموند، 1988 – 1938 م. – نقد و تفسیر
- کارور، ریموند، 1988 – 1938 م. – مقاله ها و خطابه ها


بخش هایی از کتاب:
&quot;پسرک گفت: &quot;بابا؟ شاید فکر کنی که من یه خرده دیوونه شده ام اما کاش وقتی بچه بودی می شناختمت. منظورم اون وقت هاست که درست به سن و سالِ الان من بودی. نمی دونم چه طور این رو باید بگم، اما دلم برای اون وقت ها خیلی تنگ می شه. انگاری که... انگاری همین الان هم که درام فکرش رو می کنم دلم برای اون وقت های شما تنگ شده. واقعا دیوونگیه، مگه نه؟ خب دیگه، لطفا بذارید در باز بمونه.&quot; (از داستان &quot;دوچرخه ها، بازوها، سیگارها&quot; ص.70)

&quot;چند هفته بعد پدرم سر میز شام گفت: &quot;هر چی باشه دل ام برای اون هالوی پیر می سوزه. درسته که اون شیطون بدبخت خودش باعث شد این بلا سرش بیاد ولی به هر حال اگه نمی تونیم کمک اش کنیم، باید نگران اش باشیم.&quot; (از داستان &quot;سومین چیزی که پدرم را کشت&quot; ص.149)

&quot;یعنی وقتی دوستی می میره این چیزها اتفاق می افته؟ یعنی اون که می میره پشت سرش برای دوستان اش بدبختی به ارث می ذاره؟
به هر حال همان طور که گفتم پرل هاربر و مهاجرت پدر به زادگاه اش حتی ذره ای هم او را دلخوش نکرد.&quot; (از داستان &quot;سومین چیزی که پدرم را کشت&quot; ص. 150)


---
- به طرز عجیبی خوندن این کتاب طولانی شد، یعنی نزدیک پنج ماه هر از گاهی یکی دو تا از داستان هاش رو خوندم.
- &quot;همسر دانشجو&quot;، &quot;فاصله&quot;، &quot;کسی که روی این تخت می خوابیده&quot;، &quot;فیل&quot; رو دوست داشتم.


</description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/book/303.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/book/303.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">book</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 15 Feb 2007 21:38:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>Gloomy Sunday / یکشنبه ی تاریک</title>
         <description><![CDATA[این فیلم در دهه ی سی بوداپست اتفاق می افتد. لزلو که صاحب یک رستوران است، آندریاس را استخدام می کند تا در رستورانش پیانو بنوازد. بعد از مدتی آندریاس عاشق پیشخدمت زیبای آن رستوران – ایلونا – می شود؛ ایلونایی که الهام بخش آندریاس، برای ساخت تنها قطعه ی موسیقی اش می شود. همه ی اینها در حالی است که لزلو نیز عاشق ایلوناست و با او رابطه ی دوستانه و عاشقانه ای دارد.
آهنگ آندریاس – Gloomy Sunday – در ابتدا مورد توجه و علاقه ی زیاد دیگران قرار می گیرد، اما پس از چندی رعب و وحشت را به همراه می آورد؛ چرا که سودای این آهنگ، باعث یک سری خودکشی می شود.

     <img alt="Gloomy%20Sunday%202.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Gloomy%20Sunday%202.jpg" width="260" height="175" />

پس از مدتی تعادل شکننده ی عشق لزلو و آندریاس به ایلونا، با ورود هنس به مثلث عشقی آن ها، رو به ویرانی می نهد. 
هنس، کارخانه دار آلمانی، به طور مرتب به رستوران لزلو آمده و عاشق ایلونا می شود. او که با شروع جنگ جهانی دوم، مقام یک کلونل را کسب می کند، قدرت و مقام خود را بالاتر از دو مرد دیگر می یابد و ...

<img alt="Gloomy%20Sunday%201.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Gloomy%20Sunday%201.jpg" width="125" height="175" />

نام فیلم: <a href="http://www.imdb.com/title/tt0155722/">Gloomy Sunday</a> / 1999
کارگردان: Rolf Schübel
بازیگران: Erika Marozsán در نقش Ilona
Joachim Król در نقش László
Ben Becker در نقش Hans Wieck
Stefano Dionisi در نقش András

ژانر: درام، عاشقانه
محصول کشور: آلمان، مجارستان
]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/film/294.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/film/294.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">film</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 10 Feb 2007 12:26:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>Gia / جیا</title>
         <description><![CDATA[جیا ماری کارانجی در سال 1960 در فیلادلفیا به دنیا آمد، و در اوایل 18 سالگی به افسانه ای در حرفه ی مد تبدیل شد. در این فیلم داستان زندگی اش را از زبان کسانی که او را می شناختند، و کلماتی که در ژورنال شخصیتش آمده می بینیم. او یکی از اولین زنانی بود که در آمریکا بر اثر بیماری ایدز درگذشت.

جیا، دختری سرشار از زندگی، عشق و استعداد، در حین طی کردن پله های موفقیت بنا به دلایلی به سمت مواد مخدر کشیده می شود و به مرور از سوی مردم طرد می شود.

<img alt="Gia.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Gia.jpg" width="125" height="157" />

نام فیلم: <a href="http://www.imdb.com/title/tt0123865/">Gia</a> / 1998
کارگردان: Michael Cristofer
بازیگران: Angelina Jolie در نقش Gia Marie Carangi
Elizabeth Mitchell در نقش Linda
 Eric Michael Coleدر نقش T.J.
Kylie Travis در نقش Stephanie
Louis Giambalvo در نقش Joseph Carangi

ژانر: درام، زندگینامه
محصول کشور: آمریکا


***
- این زندگیه، بهشت که نیست. تو مجبور نیستی کامل باشی...

جیا: اگر فرزندی داشتم بهش می گفتم: مجبور نیستی کسی باشی. برای اینکه می دونم، اگه بخواد کسی بشه ، کسانش رو از دست می ده !
کوپر: تو همیشه برای من کسی خواهی بود...


***
- "همه زیبایی را دیدند، هیچ کس درد را ندید..." از این تگلاین (معادل فارسیش رو نمی دونم چی بنویسم) خیلی خوشم اومد.
- به نظرم غم انگیزترین صحنه های این فیلم زمان هایی بود، که جییا در اوج موفقیت تنها بود.


]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/film/286.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/film/286.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">film</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 07 Feb 2007 06:38:35 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پرویز یاحقی جانشینی ندارد</title>
         <description><![CDATA[برای جامعه موسیقی از دست دادن پرویز یاحقی فاجعه است. بسیار باعث تاسف است که با از دست دادن چهره هایی مثل یاحقی دیگر کسی نیست که جایگزین آنها شود و موسیقی را با شخصیت حقیقی اش به مردم معرفی کند.

<img alt="Parviz-Yahaghi.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Parviz-Yahaghi.jpg" width="150" height="168" />

استاد حسن کسایی ضمن عرض تسلیت به جامعه موسیقی ایران و علاقه مندان به پرویز یاحقی در گفتگو با سایت خانه موسیقی گفت: "بدانید که یاحقی ها به این زودی ها دوباره پیدا نمی شوند و به دستمان نمی رسند. مثل پایور ها و شهناز ها که در منزل افتاده اند و در سن کهولت هستند و یا علی تجویدی ها و حبیب الله بدیعی ها که جایگزینی ندارند. امیدوارم خداوند تفضلی کند تا موسیقی ایرانی از بین نرود و بازهم ادامه پیدا کند."
استاد کسایی درباره شیوه نوازندگی پرویز یاحقی گفت: "من، پرویز باحقی و منوچهر همایون پور در تهران با هم مانوس و همنشین بودیم. یاحقی با اینکه سنش کمتر بود شیرین و مسلط ساز می زد و آهنگساز خوبی هم بود. فقدان او برای جامعه موسیقی فاجعه است. به دیگران توهین نمی کنم اما جانشینی برای او نداریم. این موسیقی کلیشه ای امروز با آنچه ما اجرا می کردیم تفاوت دارد. انشاءالله موسیقی ما به مقام و شخصیت خود بازگردد."
کسایی ادامه داد: "متاسفانه مشکل جوانان امروز این است که آنچه استاد می گوید تکرار می کنند. مطالب یاحقی، من یا هم نسلانمان تکراری نبود. آنچه ما نمی توانیم به هنرجویان منتقل کنیم، جوشش است که همان اصل کار است. ما احساس را نمی توانیم منتقل کنیم. این حس و جوشش یک مقوله بطنی و ذاتی است که با تدریس کسب نمی شود. یک موهبت الهی است."

استاد پرویز یاحقی جمعه سیزدهم بهمن ماه در تهران درگذشت. مراسم تشییع جنازه او از مقابل تالار وحدت فردا ساعت نه صبح برگزار می شود. 

پرویز یاحقی (فرامرز صدیقی پارسی) در سال 1314 در خیابان صفی علیشاه تهران به دنیا آمد. خانواده هنردوستی داشت و از همان کودکی به واسطه دایی اش، حسین یاحقی که با استادان طراز اول موسیقی در رفت و آمد بود با موسیقی آشنا شد. ردیف را نزد استاد ابوالحسن صبا آموخت و از همان سن کودکی به عنوان نوازنده ویولن به رادیو راه یافت. در هیجده سالگی به برنامه گلها دعوت شد و کار با هنرمندان بزرگی را آغاز کرد.  
یاحقی در نخستین همکاری با ارکستر برنامه گلها به اجرای «امید دل من کجایی» با صدای غلامحسین بنان پرداخت. اعضای دیگر این ارکستر علاوه بر یاحقی، ابولحسن صبا، حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، میرنقیبی، زرین پنجه، حسین تهرانی و وزیری تبار بودند. طولی نکشید که او یکی از تکنوازان برنامه گلها شد. 
یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیف سازان به نام ایران همکاری کرده است که از آن جمله اند می توان به رهی معیری، تورج نگهبان، بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا،حبیب الله بدیعی و... اشاره کرد.


از سایت <a href="http://www.iranhmusic.com/article.aspx?id=686">خانه موسیقی</a>

***
- <a href="http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-870100&Lang=P">ایسنا</a>: پرویز یاحقی به دیار باقی شتافت

- <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=442466">خبرگزاری مهر</a>: پرویز یاحقی درگذشت

- <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511140189">خبرگزاری فارس</a>: 100 ساعت آثار منتشر نشده از "یاحقی" وجود دارد.

- <a href="http://www.1pezeshk.com/archives/2006/05/post_258.html">یک پزشک</a>: پرویز یاحقی اسطوره موسیقی ایران

- <a href="http://www.artmusic.ir/News/show.asp?Id=11848">هنر و موسیقی</a>: هنر ايران به سوگ نشست؛ پرويز ياحقي دارفاني را وداع گفت. (گزارش ها و خبرها)



]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/music/280.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/music/280.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">music</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 04 Feb 2007 09:45:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>Finding Neverland / در جستجوی ناکجاآباد</title>
         <description><![CDATA[در جستجوی ناکجاآباد، بخشی از داستانِ دوستیِ جیمز باری، با خانواده ایست که باعث الهام شدن "پیتر پن" در ذهن او می شوند.
جیمز باری نمایش نامه نویسی ست که نمایش هایش دیگر برای مردم جذابیت ندارد. او پس از شکست نمایشنامه اش، از طرف مدیر برنامه تحت فشار قرار می گیرد تا با نوشتن نمایش نامه ای موفق، بتواند خسارات وارده را جبران کند.

<img alt="Finding%20Neverland.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Finding%20Neverland.jpg" width="216" height="179" />  <img alt="Finding-Neverland2.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Finding-Neverland2.jpg" width="134" height="179" />

او به طور اتفاقی با سیلویا دیویس - که همسرش مرده است و با چهار پسرش زندگی می کند – آشنا می شود. رابطه ی جیمز با این خانواده و با پسرها، به خصوص پیتر، بیشتر می شود. تا اینکه همسر جیمز، ماری، که با روحیات او آشناست از او می خواهد رابطه ی خود را با خانواده ی دیویس قطع کند، و از طرف دیگر مادر سیلویا نیز معتقد است که رفت و آمد یک مرد متاهل به خانه ی دخترش و هم بازی شدن او با بچه ها، به ضرر سیلویا است. در این میان، کم کم ایده ی پیتر پن در ذهن جیمز شکل می گیرد و ...

این فیلم، به خاطر موسیقی اش برنده ی جایزه ی اسکار شده است.

<img alt="Finding-Neverland1.jpg" src="http://www.dihoor.com/sideblog/photos/Finding-Neverland1.jpg" width="125" height="179" />

نام فیلم: <a href="http://www.imdb.com/title/tt0308644/">Finding Neverland</a> / 2004
کارگردان: Marc Forster
بازیگران: Johnny Depp در نقش Sir James Matthew Barrie
Kate Winslet  در نقش Sylvia Llewelyn Davies
Julie Christie در نقش  Mrs. Emma du Maurier
Radha Mitchell در نقش  Mary Ansell Barrie
Freddie Highmore  در نقش Peter Llewelyn Davies
و ...

ژانر: درام، عاشقانه
محصول کشور: آمریکا – انگلیس
]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/film/245.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/film/245.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">film</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 15 Jan 2007 00:37:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نوای اسرار آمیز / Variations énigmatiques</title>
         <description><![CDATA["دل باختگی چیست؟ از دلدار چه می دانیم؟
دو مرد رو در رو می کوشند تا پرده از راز دلباختگی بردارند. یکی از آن دو مرد نویسنده ایست برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات که به دور از انسان ها در جزیره ای دور افتاده زندگی می کند، مرد دیگر خود را روزنامه نگاری معرفی می کند که برای انجام مصاحبه آمده استو چه رابطه مرموزی بین این دو مرد وجود دارد؟
این ملاقات خیلی زود به بازی بی رحمانه ی موش و گربه ای تبدیل می شود که هر کدام از شخصیت ها با ترفندی اعجاز آمیز می کوشد تا به حقیقت ماجرا پی برد. یک بار دیگر اریک-امانوئل اشمیت با سبک شگفت انگیز خاص خود، هر لحظه خواننده را غافل گیر می کند تا از ورای این ماجرای ساده و در عین حال حیرت انگیز، زیر و بم های احساسات بشری و رموز دلباختگی را بر ما آشکار سازد." (پشت جلد)


نام کتاب: نوای اسرار آمیز / Variations énigmatiques
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت / Schmitt,Eric - Emmanuel
مترجم: شهلا حائری
ناشر: نشر قطره
صفحه 96، 1300تومان.
(چاپ اول، تهران 1385)

- نمایش نامه ی فرانسوی (قرن 20م.)

***
"چیز زیبایی که در یک راز وجود داره، سری است که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان می کنه." (ص.16)

"یک آدم از آدم دیگه چی می خواد؟ چون کسی جوابشو نمی دونه، آدم ها به معاشرت با هم ادامه می دن." (ص.34)

"ریشه ی نفرت هیچوقت خود نفرت نیست، چیز دیگه ای رو بیان می کنه... رنج، ناکامی، حسادت، اضطراب..." (ص.36)
"عشق به نام خودش حرف می زنه، اما نفرت از چیز دیگری صحبت می کنه." (ص.36)

"لارسن: از کجا بدونم راست می گید؟ 
زنورکو: از بی قوارگیش. دروغ ظرافت داره، هنرمنده، اون چیزی رو بیان می کنه که باید می بود، در حالی که حقیقت محدود می شه به چیزی که هست. یک دانشمند و یک کلاه بردار و با هم مقایسه کنید: فقط کلاه برداره دنبال آرمانشه." (ص.43)

"می دونید معنی صمیمیت چیه؟ معنیش چیز دیگری نیست مگر آگاه بودن به حدود توانایی خود. باید با قدرت خود برای همیشه وداع گفت، و باید این مرد حقیر رو نشون داد بدون این که سرتونو پایین بندازید. اما شما، شما از صمیمیت فرار کردید تا هرگز با ضعف های وجودتون رو به رو نشید." (ص.63)


 - چیزی نمی تونم راجع به زیبایی و خوبی این کتاب بگم، چون به نظرم خیلی فوق العاده بود. و امیدوارم فرصتی باشه که بتونم <a href="http://www.theater.ir/play.aspx?id=1703">تئاتری که بر اساس این نمایش نامه، به کارگردانی سهراب سلیمی در حال اجرا در تالار چهارسو تئاتر شهر</a> هستش رو ببینم...
]]></description>
         <link>http://www.dihoor.com/sideblog/book/230.php</link>
         <guid>http://www.dihoor.com/sideblog/book/230.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">book</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 09 Jan 2007 15:16:45 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
