کتاب
یک روز قشنگ بارانی"یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی... ادامه
فیلم و تئاتر
The Horse Whispererدو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسبسواری هستند، که ناگهان یکی از اسبها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست میدهد... ادامه
موسیقی
"عاشقان دیروز" در تالار وحدتگروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. به... ادامه
چه جوری بگم که من طاقت این رفت و آمدها رو ندارم؟ چه جوری بگم که آخه اگر همه ی این کارها به خاطر منه، به خدا خاطر من این نیست. چه جوری بگم که تنهایی تو رو نمی خوام؟! چه جوری بگم که وقتی یک لحظه کنار توام و احساس تنهایی می کنم از هزار روز تنها موندن برام دردناک تره. چه جوری بگم که دلم می خواد اینقدر نگران من نباشید. چه جوری بگم غلط کردم. چه جوری بگم زندگیتون رو اسیر من، و من رو اسیر این احساس گناه نکنید. چه جوری بگم دوستتون دارم و اگر مدام فاصله می گیرم برای اینه که نمی تونم بهتون بفهمونم احساسمو. چه جوری بگم خسته ام از این که خیلی وقته خودمو گم کردم و پیدا نمی کنم. چه جوری بگم دلم کسی رو می خواد که حواسش بهم باشه اما نگرانم نباشه. چه جوری بگم بگذارید راحت باشم تا منم مثل همه ی آدما کم کم اشتباه کنم و یک دفعه یک اشتباه بزرگ نکنم. چه جوری بگم دلم برای خودم تنگه. چه جوری بگم کمرم خم شده از بس که نمی گذارید بارامو خودم بلند کنم. چه جوری بگم که یادم دادید تا زورم به هیچ کس جز خودم و خودتون نرسه. چه جوری بگم انقدر بهتون نیاز دارم که حتی فکر نداشتنتون از پا درم می آره. چه جوری بگم. چه جوری بگم همه ی اینا رو، که خیال نکنید که بودن در کنارتون رو دوست ندارم. چه جوری بگم...
لینکها
- ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.
- آهای فلانی! ما حواسمان هست که تو هم هستی.
- گزارش تصویری از کنسرت گروه خنیا
- شاخه گل 79 با آوای استاد گلپا در دستگاه چهارگاه
- نمایشگاه عکس: من از دنیای بی کودک می ترسم.
دیگران
*جیره روزانه عکاسی
*میرزا پیکوفسکی
*مطرود
*Old Fashion
*نیلوفر
*Air
*طلوعی تا فردا
*شانای
*کتابلاگ
*ناتور
*کافه ناصری
*خواب زمستانی
*غلاف تمام فلزی
*تنهایی پر هیاهو
*قصه های عامه پسند
*لحظه
*لولیان
*منصور نصیری
*نازنین کاظمی
*Where the Truth Lies
*رویای بهار
*من و سایه ام
*LoLiGameS
*شمال از شمال غربی
*مامهر
خسرو نقیبی
فروغ
یک سبد آواز نو
رضا ناظم
سرزمین گمشده
Inner tramp
امیرمهدی حقیقت
منصور ملکی
Ecce Homo
گل کو
چتری برای یک نفر
پاگرد
بوم سفید نقاشی
چندگانه
خشم و هیاهو
جایی برای زندگی
ای هفت سالگی
برداشت دوم
جاناتان
تاب
مهران افشار نادری
باغ بی برگی
شبنویس
Miss Anonymous
سعید حاتمی
This is me
سه روز پیش
لانگ شات
سیما حجازی
عرایض
خانه ی دوست
پیازداغ
روز و شب
تادانه
اگنس
آرشه
فتوبلاگ مامهر
روتوشباشی
شهرزاد
خط سوم
Agri-Subjects
در جستجوی کلمات
سنجاق
تیگلاط
کتاب های عامه پسند
مهستا
مهدی اچ ای
کسوف
Snapshot
عباس معروفی
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
PiXEL
Symposium
دیهور
Nostalgia
قاصدک*
نشان عشق
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما
سایتها
*مجله اینترنتی فریا
خزه
وبلاگ های به روز
کافه تیتر
IMDB
نشریه ادبی جن و پری
رادیو زمانه
کارگاه
سینما، تئاتر
خانه شاعران جهان
خانه موسیقی
جستجوگر فارسی دهیو
هنر و موسیقی
پندار
درویش
گروه موسیقی خنیا
خانه هنرمندان ایران
مرور
آوای آزاد
تئاتر ما
سایت سینمایی فکسون
دیگران
ایران تئاتر
کافه نمایش
doxdo
پرشیا فیلم
سینمای ما
وازنا
جشنواره فیلم فجر
همشهری آنلاین
جشن کتاب
میهن مهر دانلود
FFFFOUND!
انتشارات نیلا


نظرات
من هم...
دل آرا | چهارشنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۳:۴۲ بعدازظهر
فرقي نميكنه چه جوري بگي ، چون اين چيزا با گفتن حل نمي شه ، زمان ميبره فقط
مهدي | چهارشنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۵:۴۶ بعدازظهر
فرقي نميكنه چه جوري بگي ، چون اين چيزا با گفتن حل نميشه ، فقط زمان ميبره تا درست بشه ، ولي درست ميشه
مهدي | چهارشنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۵:۴۷ بعدازظهر
hal nemishe omran
Armaghan | چهارشنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۴۹ بعدازظهر
انگار که حرف های من..
آذین | چهارشنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۱۰:۴۰ بعدازظهر
گفتي و شنيدم .
خوابهاي كودكي | پنجشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۱۵ صبح
به نظرم اينطوري هم كه ميگي سخت نيست،شايد خودت كمي سخت ميگيري اما كاري كه ايمان داري درسته رو انجام بده...
Mehdi | پنجشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۴۴ صبح
salaam ! omidvaaram keh haaletoon khoob baasheh. Matlabetoon ra khoondam. kheyli jaaleb neveshtin. In tarafha tashrif nemiyaarid? Be khaahar va khaanevaade salaam beresoonid. Be omid-e didaar. Sara (madar-e Ahmad koochooloo)
sara | جمعه، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۶، ۱:۳۵ صبح
دیدی اون خط مورّب زیبا رو توی نوشتهت؟ اون خط موربی که از "چهجوری بگم" ها درست شده در چهار خط پایانی اگر اون نیم خط آخر رو ندید بگیریم؟ نشانهی یهچیزی هستها... حتمن!
بامداد | جمعه، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۶، ۹:۴۷ صبح
دوست گلم،
بگو. همین جوری که اینجا نوشتی، بگو.
اگه بگی ، یعنی اگه همین جوری که نوشتی بگی ، بدون هیچ ناراحتی، حل میشه میره پی کارش.
نگران نباش:*
سحر | شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۹:۰۵ صبح