کتاب
یک روز قشنگ بارانی"یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی... ادامه
فیلم و تئاتر
The Horse Whispererدو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسبسواری هستند، که ناگهان یکی از اسبها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست میدهد... ادامه
موسیقی
"عاشقان دیروز" در تالار وحدتگروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. به... ادامه
امان از وقتی که دلت بگیرد و سراغ شعر بروی. امان از وقتی که حواست نباشد و هی میان شعرها دنبال وصف حال خودت بگردی. امان از وقتی که هر شعری که پیدا می کنی وصف حالت است.
برف نو!
برف نو!
سلام...
سلام...
بنشین! خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی ای امید سپید؛
همه آلودگی ست این ایام.
شاعر: احمد شاملو
دل ِ شاد از دل ِ زارش خبر نی
سلامت، روز بیمارش خبر نی
نه تقصیر ته، این رسم قدیمه
که آزاد از گرفتارش خبر نی
باباطاهر
پ.ن:
- دیدی بعضیا به نیست می گن نی!؟ هوووم... نگو باباطاهر یادشون داده.
- پس از لغو کنسرت در تالار اندیشه، گروه خنیا این بار در تالار وحدت به روی سن میرود.
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان، غم مخور!
حافظ
کنار رهی نشسته ام، و دو تایی به صدای شجریان* که گوشه ی اتاق نشسته و حرف های حافظ را یادمان می اندازد گوش می دهیم. او می خواند و نگاه من در امتداد حرف هایش به زمین خشک می شود. (با رهی راحت ترم که صدایش می کنم "رهی". شعر که می گوید مدام تاکید می کند که به نام صدایش کنم. اما با شجریان هنوز آنقدرها راحت نشده ام، یعنی همیشه یک چیزی مثل یک فاصله ی تعریف نشده میان ما هست. خلاصه مثل همه یا می گویم شجریان، یا استاد) دست هایم مدام به هم گره می خورد. آرام بلند می شوم تا به بهانه ی دم کردن چای، بی تابی ام را میان قدم هایم قسمت کنم. (مهمان من اگر شده باشید، می دانید که چای جز جدا نشدنی مهمان نوازی های من است.) در این میان حواسم به آن ها بود، دیدم رهی روی ورق چیزی نوشت و به شجریان داد و سریع برگشت سر جای قبلی اش. من، سینی چای به دست برگشتم، لبخند زدم و سکوت کردم. حالا شجریان حرف های رهی را برایم با مهربانی می خواند** و من مدام بغضم را پشت لبخندم قورت می دهم و چشم از رهی برنمی دارم، که انگار همه ی نگاهم را خوانده بود و بی که برایش درد دلی کرده باشم حرف هایم را شعر کرد.
*از آلبوم چشمه نوش (آهنگساز: محمدرضا لطفی – خواننده: محمدرضا شجریان)
**تصنیف یاد ایام (از آلبوم یاد ایام – همنوازان: داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی، همایون شجریان – خواننده: محمدرضا شجریان)
تو ساقی خماری، یا دشمن هشیاری
یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو، آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان، جان را هله بنوازم
شاعر: مولانا
امروز ظهر یهو این خانوم کاظمی جان اون یکی دستش –یعنی دستی که باید به ستون راست می کشید- رو هم از جیبش در آورد.
اممم... خب هی حال نداشت طفلک!
پ.ن: هنوز سوت می زنم ها!
حرف
حرف سخنان بی حد و مرز بود؛
مثل عشق،
غربت،
یا دلتنگی.
سخن کوتاه کردیم.
کم کم
پای مان از گلیم حرف بودن
بیرون می رفت...
آهای نگاه جان! می شه لطفا انقدر بی اجازه ی من حرف نزنی؟!
گوش چپم، همونی که دکتر تشخیص داد گرفتگیِ گاه گاهیش مربوط به کم حرفی و کم خوردن و اصولا کم استفاده کردن از فکمه، این روزا کلی پر سر و صدا شده. وقتی دهنم رو باز می کنم، به خصوص وقتی که می خوام چیزی بخورم، توش یک صدایی مثل چکه ی آب ظرف شویی روی بشقاب های نشسته ی توی سینک مونده می ده. بعدش با این صداهه من هی یاد خاطره های خیسم می افتم؛ یاد شهربازی مشهد که دخترا رو توی قایق راه نمی دادن و من یواشکی سوار می شدم! یاد سماور خونه ی مادرجون وقتی که توی سینی زیریش چکه می کرد؛ یاد آب بازی ها و سرنگ بازی های پر جیغ و داد بچگی؛ یاد استخر رفتن ها و همه ی ماجراهاش؛ یاد همه ی روزهای بارونی دوست داشتنی؛ یاد ظرف شویی و همه ی خاطرات وابسته بهش؛ یاد سفرهایی که به دریا و رودخونه و آب ختم می شه؛ یاد ِ... یاد جوی آب های یوسف آباد، که خدا می دونه چند تا بهانه برای ایستادن کنارش و گوش دادن به صداش جور کردم. هوووم... لابه لای همه ی اینا هم یاد کلاس بسکتبال و اولین روزهایی که این گوش محترم بازی در آورد می افتم.
...
دلم بی وصل تو شادی مبیناد
به غیر از محنت آزاد آزادی مبیناد
خراب آباد دل بی مقدم تو
الهی هرگز آباد آبادی مبیناد
گل زردُم
همه دردُم
ز جفایت شکوه نکردُم
تو بیا تا دور تو گردُم
آی
ای یار جان
ای یار جانی
دوباره برنمی گردد دیگر جوانی
وای! وای! وای! خدایا! چقدر من این آهنگ* رو دوست دارم. حالا با هر ورژنیش که می خواد باشه، باشه!
*توی قسمت موسیقی هم می تونید با صدای سیما بینا بشنویدش.
پ.ن:
- ممنونم دوستم جان بابت آهنگه با صدای افتخاری...
- کسی این آهنگ رو با صدای خواننده های دیگه جایی سراغ نداره؟
- اگر خواستید آهنگ ها رو Save کنید، روشون Right Click کنید و بعدش گزینه ی Save Target As رو انتخاب کنید.
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
حافظ
نه روز تولدم،
و نه حتی خاطره ی مرگم را
بهانه ی به یاد آوردنم نکن!
بگذار بهانه ات باشم!
بی تولد و مرگ.
آدم هایی که از روبه روی هم می آیند گاهی ممکن است با لبخندی، نگاهی، چیزی دلشان گیر هم بماند. بعد همین طور که از روبه روی هم می آیند ردپایی پشت سرشان باقی می گذارند که یعنی خاطره ی همه ی آن نگاه ها و لبخندها و ...
آن ها که سریع تر قدم برمی دارند و آن ها که کندتر، روزگار متفاوتی دارند. حالا تو انگار کن، رد پای دو نگاه را که یکی تند می آید و آن دیگری کندتر.
پ.ن: قدم که کوتاه ماند، یاد گرفتم تند تند راه بروم، یاد گرفتم بالا بالاها را با صندلی ای، کمکی، چیزی لمس کنم. گاهی که می خواهم کندتر و بی صندلی و کمک باشم، به پنجه های پایم تکیه می کنم. خسته می شوند. ببخش...
به اوج رسیده بودم که از راه رسیدی. گفتی: " توی راه پله ها صدایت را شنیدم؛ دوباره بخوان!" خجالت زده، تا اواسط شعر را دوباره خواندم. گفتی: "اوج! اوج اش را بخوان!" بیشتر خجالت کشیدم اما ادامه اش را هم خواندم.
بعد همه آمدند و استاد درس داد و تو سه تار زدی و درس جدید را تمرین کردیم.
...
شعر را حفظ بودم، اما سرم را به نت ها گرم کردم که یادم برود عادت کرده ام اگر کسی وقت خواندنم می نوازد، رفت و آمد دست هایش را روی پرده های ساز دنبال کنم؛ که نت ها را لابه لای اصابت انگشتانت با پرده ها گم نکنم؛ که فراموش کنم معنی شعری را که می خوانم؛ که فراموش کنم هر وقت خوانده ام، برای کسی خوانده ام.
لینکها
- شاخه گل 79 با آوای استاد گلپا در دستگاه چهارگاه
- نمایشگاه عکس: من از دنیای بی کودک می ترسم.
- چاپ اپرای قورباغه های مرداب خوار
- "آن و آن"؛ دونوازي سه تار عليزاده و تنبك پژمان حدادي، به زودی وارد بازار می شود.
- در اتاقخواب من، در آن مثلت آفتابی...
دیگران
*رویای بهار
*من و سایه ام
*Old Fashion
*This is me
*میرزا پیکوفسکی
*Inner tramp
*LoLiGameS
*شانای
*لحظه
*خط سوم
*ناتور
*نازنین کاظمی
*گل کو
*تیگلاط
*Agri-Subjects
*در جستجوی کلمات
*باغ بی برگی
مطرود
طلوعی تا فردا
شهرزاد
سرزمین گمشده
لانگ شات
Where the Truth Lies
شمال از شمال غربی
چندگانه
سه روز پیش
Symposium
جیره روزانه عکاسی
جایی برای زندگی
Snapshot
قصه های عامه پسند
عباس معروفی
تنهایی پر هیاهو
چتری برای یک نفر
امیرمهدی حقیقت
نیلوفر
دیهور
فروغ
مهران افشار نادری
آرشه
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
مامهر
خانه ی دوست
اگنس
یک سبد آواز نو
سنجاق
کتاب های عامه پسند
ای هفت سالگی
بوم سفید نقاشی
تادانه
رضا ناظم
پیازداغ
خسرو نقیبی
کافه ناصری
منصور نصیری
لولیان
روز و شب
مهدی اچ ای
کتابلاگ
سیما حجازی
منصور ملکی
خواب زمستانی
خشم و هیاهو
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
شبنویس
Ecce Homo
مهستا
Air
قاصدک*
تاب
عرایض
PiXEL
جاناتان
روتوشباشی
نشان عشق
پاگرد
کسوف
Miss Anonymous
فتوبلاگ مامهر
Nostalgia
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
برداشت دوم
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما
سایتها
*کافه تیتر
*مجله اینترنتی فریا
خزه
IMDB
نشریه ادبی جن و پری
وبلاگ های به روز
رادیو زمانه
کارگاه
سینما، تئاتر
خانه شاعران جهان
خانه موسیقی
جستجوگر فارسی دهیو
هنر و موسیقی
پندار
درویش
گروه موسیقی خنیا
خانه هنرمندان ایران
مرور
آوای آزاد
تئاتر ما
سایت سینمایی فکسون
دیگران
ایران تئاتر
کافه نمایش
doxdo
پرشیا فیلم
سینمای ما
وازنا
جشنواره فیلم فجر
همشهری آنلاین
جشن کتاب
میهن مهر دانلود
FFFFOUND!
انتشارات نیلا

