چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶ | October 31, 2007

تو هم مثل ماه
سایه ات سنگین شده...


...
دوشنبه ۷ آبان ۱۳۸۶ | October 29, 2007

مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از اين دفتر نخواندی

شاعر: فریدون مشیری
خواننده: همایون شجریان


پ.ن: با تشکر از معرف شاعر



شنبه ۵ آبان ۱۳۸۶ | October 27, 2007

نوشته بودم:

"می میرم،
زنده می شوم.

نیستی،
می آیی.
"

...
نوشته بودم: می آیی!
دریغ که به ثانیه ها مهلت گریز داده ای. همیشه!



جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶ | October 26, 2007

عروسی آق داداش، و من که این روزها فقط در سکوت و نگاه به سر می برم.


پ.ن:
- فکر کنم دیشب بیستمین باری بود که در جواب کسی که حدود ده دقیقه داستانی رو با هیجان زیادی تعریف کرد یک لبخند زدم و یک سوال تو مایه های لیلی زن بود یا مرد پرسیدم، که طفلک شدیدا ازم ناامید شد.
- خدا به خیر بگذرونه امشبو.


...
چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶ | October 24, 2007

بیا بیا دوباره، چشام به انتظاره
بارون داره می باره، بوی تو رو می آره

از سریال خانه سبز -از معدود دلخوشی های این روزهام.


پ.ن: هر چی گشتم آهنگش رو پیدا نکردم :(


...
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶ | October 22, 2007

باز آ ببین در حیرتم، بشکن سکوت خلوتم
چون لاله ی تنها ببین، بر چهره داغ حسرتم

شاعر: بیژن ترقی


شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۶ | October 20, 2007

بی بهانه ترین دیدار،
بهانه اش دیدار است.

بی بهانه می خواهمت،
بی زمان و مکان.



چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۶ | October 17, 2007

سه تار به دست می نشیند روی صندلی اش -رو به جمع، کنار نت ها. روی حرف استاد حرف می زند و بعد به شوخی می خندد. دلم غنج می رود وقتی می خوانم و سه تارش را می نوازد. آخر هفته ها عطر مهربانی می گیرد وقتی که اشکال ضرب هایم را می گیرد. وقتی می گوید در خواندن تمایل به کندی داری، لحن حرف زدنش مرا یاد همه ی مرام و معرفت ها می اندازد. تسبیح دور گردنش را که می بینم، چشم هایم برق می زند. صدای خنده هایش را که می شنوم دلم عشق می خواهد. و هر هفته دلم گیر ِ جواب خداحافظی هایم می ماند، همیشه که بدرقه ی راهم "به سلامت"ِ اوست.



...

نه رازش می توانم گفت با کس

حافظ



سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶ | October 16, 2007

بعضی وقت ها که دلم می گیره، به شونه ی راستم روی تختم دراز می کشم، کف دست هامو می گذارم روی هم، پاهامو جمع می کنم به سمت شکمم، و به یاد صدای نفس هات نفس می کشم.



به گذشته بر می گردم...
دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۶ | October 15, 2007

کم کم از همه چیز عاصی می شوم. لیوان توی دستم طاقت نمی آورد، پرت می شود روی زمین. خودم را پس می کشم و آرام گریه می کنم. می نشینم روی مبل و یاد شعری می افتم که او نوشته است. به آنها حسودی ام می شود (ولی من طاقتش را دارم). همه چیز را می خوانم و لبخند می زنم...

حالا دیگر نزدیک به سیزده ساعت از آن موقع می گذرد. یاد مردی می افتم که صدایش کوچه های ساکت را بیدار می کرد. می خواند و می خواند. و من سرمست یادآوری آن نوا به گوشه های بیات ترک پناه می برم و کشدار می خوانم:
نه در برابر چشمی، نه غایب از نظری
نه یاد می کنی از ما، و نه می روی از یاد

تنم سرد می شود. سرد تر از یک مرگ، در شب زمستان.


یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۶ | October 14, 2007

زندگی ای که اتفاق های آن تکرار می شوند، شبیه تاریخ ِ پندناپذیر است؛ و زندگی ای که پر از اتفاق های تازه است، خود تاریخی پرپند است.


...
شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۶ | October 13, 2007

حقیقت آدم ها آن نیست که بر شما آشکار می کنند، بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند.
بنابراین، اگر می خواهید آنها را بشناسید، به آنچه می گویند گوش ندهید، بلکه به آنچه ناگفته می گذارند گوش بسپارید.

عارفانه ها: جبران خلیل جبران؛ گردآوری سهیل بوشروی؛ ترجمه مسیحا برزگر. – تهران؛ کتاب خورشید، 1381.



جمعه ۲۰ مهر ۱۳۸۶ | October 12, 2007

اون حلقه ی خیالی رو گرفتم دستم و هی به چشمم نزدیک می کنم و هی دور می کنم. هی می برمش بالا و هی می آرمش پایین. وقتی به چشمم نزدیکه از وسطش فضای بیشتری رو می بینم، هر چی دورش می کنم اون فضاهه کمتر می شه. وقتی می برمش بالا سختم می شه، بار می شه روی شونه ام؛ وقتی می آرمش پایین حس توی خلا بودن می افته به جونم. نمی دونم! یا باید کلا بگذارمش کنار و انقدر باهاش به اطرافم نگاه نکنم، یا به قشنگیش فکر کنم و بکنم دستم.



...
پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶ | October 11, 2007

من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد

حافظ



چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۶ | October 10, 2007

دلم تنگ صاحبشه...


سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶ | October 9, 2007

ببین! دیگر باور کن که ترک خورده ام. مثل همان دیواری که وقت رفتنت دور همه ی زندگی ام کشیدم. کوچه را روی سرم گذاشته بودم از بس که در سکوت دیوار را بالا می بردم؛ بی آجر و سیمان، بی سر و صدا. کسی هم نداند تو که می دانی، هیچ عابری اعتراض نمی کرد. تو هم می دیدی حالم را، و هیچ نمی گفتی. حواسم بود، زیرچشمی هوای پشت پنجره ات را داشتم. دست خودم نبود. می خواستم بدانم دیوار را تا کجا بالا ببرم که دیگر آن قاب همیشه مینیاتور ِ تو به صورت را نبینم. ببین! فکر نکن ندیدم که صبح ها می آمدی پای دیوار و دست به چانه می بردی؛ می دیدم. فکر نکن نمی دانستم که به همسایه ها سپرده ای کارگر لازم که شد خبرت کنند؛ می دانستم. فکر نکن! باور کن که ترک خورده ام بعد از این همه سال. حالا هر وقت مویه ای می شنوم دلم می خواهد هم دردی صاحبش را کنم، دلم می خواهد اشک بریزم که بدانند می دانم. ببین! باور کن که همه ی اشک های نریخته ام را همه ی این سال ها ذره ذره ریخته ام، ذره ذره و بی بهانه ی تو. تو که می دانی، همین بس است، همین که ترک خورده ام بس است...



...
دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶ | October 8, 2007

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند

حافظ



شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۶ | October 6, 2007

ای شکسته خاطر من
روزگارت شادمان باد


خواننده: حمید خندان سیما
ترانه سرا: پرویز وکیلی

پ.ن (یک روز بعد): این هم با صدای آرتوش که خیلی هم خوشگل تر خونده بوده...


پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۶ | October 4, 2007

آینه های بی لبخند من
هنوز تکرار واژه ی سنگین رفتن اند؛
و من،
بی حضور نور و آشنا
به بازگشت غریبه ها سلام می کنم!


شبی دلگیر - 20 مرداد 1386



...
چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶ | October 3, 2007

ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

شفیعی کدکنی


سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶ | October 2, 2007

کاش موقع دروغ گفتن دماغم دراز نمی شد! اون وقت به خدا انقد درد سر نداشتم واسه ی بعضی چیزا!


دیگران

*من و شوالیه
*رویای بهار
*من و سایه ام
*Old Fashion
*This is me
*میرزا پیکوفسکی
*Inner tramp
*LoLiGameS
*شانای
*لحظه
*خط سوم
*ناتور
*نازنین کاظمی
*گل کو
*تیگلاط
*Agri-Subjects
*در جستجوی کلمات
*باغ بی برگی
مطرود
طلوعی تا فردا
شهرزاد
سرزمین گمشده
لانگ شات
Where the Truth Lies
شمال از شمال غربی
چندگانه
سه روز پیش
Symposium
جیره روزانه عکاسی
جایی برای زندگی
Snapshot
قصه های عامه پسند
عباس معروفی
تنهایی پر هیاهو
چتری برای یک نفر
امیرمهدی حقیقت
نیلوفر
دیهور
فروغ
مهران افشار نادری
آرشه
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
مامهر
خانه ی دوست
اگنس
یک سبد آواز نو
سنجاق
کتاب های عامه پسند
ای هفت سالگی
بوم سفید نقاشی
تادانه
رضا ناظم
پیازداغ
خسرو نقیبی
کافه ناصری
منصور نصیری
لولیان
روز و شب
مهدی اچ ای
کتابلاگ
سیما حجازی
منصور ملکی
خواب زمستانی
خشم و هیاهو
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
شب‌نویس
Ecce Homo
مهستا
Air
قاصدک*
تاب
عرایض
PiXEL
جاناتان
روتوشباشی
نشان عشق
پاگرد
کسوف
Miss Anonymous
فتوبلاگ مامهر
Nostalgia
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
برداشت دوم
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما

طراحی و پشتیبانی