شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶ | September 29, 2007

تلفن ِخونه مون الان نزدیک 9 ماهه که مدام با یک خانواده ای، خط رو خط می شه و زندگی تلفنی ما رو سلب کرده. هر چی هم که توی این مدت به مخابرات مراجعه کردیم و پی گیری کردیم فایده نداشت، تا اینکه 4 ماه پیش مخابرات خیالمون رو راحت کرد و گفت که درست نمی شه، و باید مدارا کنید!!!!! دیگه هم با ما تماس نگیرید چون کاری نمی تونیم براتون انجام بدیم!!!!!!
حالا اینا رو گفتم که بگم: دیروز گوشی رو برداشتم که به جایی تلفن بزنم، یکهو زهره خانم (مادر خانواده ای که خطشون می افته روی خط ما) داشت به خواهرش –زهرا- که ایران هم نیست، می گفت که محمد –پدر خانواده که یک پزشکه- گفته: الان همه ی بیمارستانا در حالت آماده باشن!! بعدش خب چون موضوع مهم شده بود من مجبور شدم (تاکید می کنم: مجبور شدم!!!) از تماسم صرف نظر کنم و ببینم موضوع چیه. زهره خانوم می گفت: می بینی؟ همه ی زندگیمون شده ترس و نگرانی، معلوم نیست قراره چی بشه، بعد زهرا خانوم برگشت به زهره خانوم گفت که چقدر دلش برای ماهایی که الان ایرانیم می سوزه و برامون دعا می کنه که مشکلی پیش نیاد و... که یکهو زهره خانوم زد توی فاز مسائل خانوادگی و اینکه محمد آقا از صبح تا شب سر کاره و خیلی زحمت می کشه و خسته می شه و... که البته چون این موضوع به من ربطی نداشت گوشی رو قطع کردم.
حالا همه ی این ها رو هم گفتم که بپرسم: جدی بیمارستانا در حالت آماده باشن؟!


پ.ن: این نوشته رو اونایی که صدای این خانومه رو شنیدن خیلی خوب درک می کنن!.



پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://www.dihoor.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/147

نظرات

نمي دونم والا.. اما ايشاا... که اين خبر صحت نداشته باشه و زهره خانوم فقط قصد زياد کردن پيازداغ قضيه رو داشته

ببخشيد. من يه کم تو باغ نيستم.
چرا در حال آماده باشن بيمارستانا؟!!!

راستي از همه اينا گذشته،‌مخابرات عجب رويي داشته!!!

فکر نمی کنم به نظرم بیشتر از اون حرفای خاله زنکی بوده ، اما در مورد مخابرات و پست فکر می کنم بی صاحابتر و بی در و پیکرتر از این دو تاجا پیدا نمی شه ! خدا هیچکس رو بهش نیازمند نکنه مادر :p

ای بابا،خیلی حرفای زهره خانوم رو جدی نگیر!

27 ساله مردم اینجا همیشه در حال آماده باش اند

سلام بر شما!
من نيز با يک عدد سيب زميني ناقابل به روزم!

یعنی واقعا تو اون قسمت هیجان انگیز خاله زنکی حرف های خانوادگی رو گوش نکردی؟ و فقط این قسمت بی اهمیت آماده باش بیمارستانو گوش کردی؟ مایوسم کردی یاسمن. .. اگر گوش کرده بودی تا آخر برای قرار کافی شاپ بعدی کلی حرف داشتیم بزنیم

آهااااااااااااااان!
فهميدم:)) دوزاريم يه کم کج شده بود ياسمن جون. حالا صاف شد D:

قربونت برم جانم.....حتی اگر لازم باشد هم نیستن

يعني آماده باش براي چين؟ مي گم خوب بقيه اشم گوش مي كردي ;)

ولي مي گم بدم نيست آدم تلفونشون خط رو خط بشه سرگرم يه مدت ;)

آهنگت رو تازه گوش كردم چه آهنگه قشنگي چه مناسب اين روزهاست

ارسال نظر


دیگران

*خسرو نقیبی
*فروغ
*مطرود
*یک سبد آواز نو
*لحظه
*رضا ناظم
*سرزمین گمشده
*منصور نصیری
*Old Fashion
*LoLiGameS
*Inner tramp
*رویای بهار
*جیره روزانه عکاسی
*امیرمهدی حقیقت
*منصور ملکی
*Ecce Homo
*نیلوفر
گل کو
چتری برای یک نفر
شانای
ناتور
پاگرد
بوم سفید نقاشی
لولیان
چندگانه
خشم و هیاهو
میرزا پیکوفسکی
جایی برای زندگی
ای هفت سالگی
برداشت دوم
قصه های عامه پسند
نازنین کاظمی
کتابلاگ
خواب زمستانی
جاناتان
تاب
مهران افشار نادری
باغ بی برگی
Where the Truth Lies
شب‌نویس
Miss Anonymous
من و سایه ام
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
مامهر
This is me
سه روز پیش
لانگ شات
سیما حجازی
Air
عرایض
خانه ی دوست
من و شوالیه
پیازداغ
روز و شب
تادانه
اگنس
آرشه
فتوبلاگ مامهر
روتوشباشی
کافه ناصری
شهرزاد
خط سوم
Agri-Subjects
در جستجوی کلمات
سنجاق
تیگلاط
تنهایی پر هیاهو
کتاب های عامه پسند
شمال از شمال غربی
مهستا
مهدی اچ ای
کسوف
Snapshot
عباس معروفی
طلوعی تا فردا
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
PiXEL
Symposium
دیهور
Nostalgia
قاصدک*
نشان عشق
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما

طراحی و پشتیبانی

MT 3.33 | Stats
RSS | Atom

hamidreza [dot] com