کتاب
یک روز قشنگ بارانی"یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی... ادامه
فیلم و تئاتر
The Horse Whispererدو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسبسواری هستند، که ناگهان یکی از اسبها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست میدهد... ادامه
موسیقی
"عاشقان دیروز" در تالار وحدتگروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. به... ادامه
اون دستی که باید به ستون های چپ و راست وبلاگم بکشم چند وقته خیلی شیک توی جیبمه، خودم هم دارم سوت می زنم و آسمون رو نگاه می کنم!
ها! راستی یک شعر هم گاهی بین سوت زدنه زمزمه می کنم که قول می دم تا حالا نشنیدینش! (البته توی این قسمت ماجرا اغلب قدم هم می زنم) می خونم: تو و آن چشم سیاه و صورت ماه و چشم سیاه... بعد تا آخرش همینو می خونم هی! (می دونید که؟! اینجور شعرا ادامه ندارن!)
پینوشتها
TrackBack URL for this entry:
http://www.dihoor.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/122


نظرات
سوت بلبلی می دوستم;)
ندا | شنبه، ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۶، ۳:۲۸ صبح
:)) گمونم بشه همه شعر ها رو اون طوری که دوست داریم ادامه بدیم اما !
مریم | شنبه، ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۶، ۱۰:۵۴ صبح
قرار نیست هر چیزی ادامه داشته باشه ، حتی شعرهای نگفته .
همیشه سبز و مانا
اقصا | یکشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۶، ۷:۵۵ صبح
مثل بچه آدم دستتو از جیبت دربیار و به این ستون های چپ و راست بکش دیگه دهه.... میتونی در این حین سوت هم بزنی... منافات ندارن باهم....
رکسانا | یکشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۶، ۸:۳۲ صبح
خوش اومدی. موفق باشی
ابراهیم | یکشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۶، ۰:۱۷ بعدازظهر