جمعه ۲۹ تیر ۱۳۸۶ | July 20, 2007

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار، ای بارون
ببار ای ابر بهار با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شب‌های تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار، ای بارون...

آهنگ: بارون/ آلبوم: شب، سکوت، کویر/ آواز:محمد رضا شجریان/ آهنگساز:کیهان کلهر/ کلام: محمدعلی معلم. (براساس آوای محلی شمال خراسان)


پ.ن: بخشی از آهنگ رو می‌تونید توی بخش موسیقی بشنوید.



پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶ | July 19, 2007

...
پرواز کن!
آزاد و شادمان
بر فراز تولدها و از میان هستی‌ها
تا ابدالاباد،
و ما می‌توانیم اکنون و هر زمان که بخواهیم
با هم دیدار کنیم،
در میان جشنی که هرگز پایان نمی‌پذیرد.


هیچ راهی دور نیست/ نویسنده: ریچارد باخ؛ مترجم: دل‌آرا قهرمان. تهران: بهجت، 1378.



سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۶ | July 17, 2007

بعضی از حرف‌ها خیلی قشنگن، خیلی زیاد... اما به شرطی که به همه نگیشون.


دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۶ | July 16, 2007

گل‌باقالی جان،‌ اگه امید دادن‌هات نبود، این بال درآوردن شادمانه‌ی امروز رو تجربه نمی‌کردم!
ممنونم ازت، که هستی و هستی و هستی...


پ.ن: - حالا باز بپرس یعنی من اینقدر تاثیرگذارم!؟
- شد یک سال، نه؟!



یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶ | July 15, 2007

من دلم می خواهد هر بار که باران می بارد، چیزی را یاد من بیاندازد؛ یا هر بار که از کوچه می گذرم، عطرِ گام های تو را استشمام کنم. من دلم آبیٍ بی غل و غش می خواهد. دلم، یک حبه از آن مهربانی هایِ خالصانه ات را می خواهد.


شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۶ | July 14, 2007

و چه آسان
کسی را که از باور ترانه های دور آمده است
ندیدی؛
آنجا
هنوز در ادبیاتشان
"تو"
یک مخاطب دارد...


جمعه ۲۲ تیر ۱۳۸۶ | July 13, 2007

نه!
بار سفر نبسته بودم،
که چله نشین باز آمدنت باشم!
رفته بودم،
که فاصله ها را
با ناباوری هایم پر کنم.
رفته بودم!
مگر که خاطره هایم،
در توقف ایستگاهی جا بماند...



پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶ | July 12, 2007

همه چیز را گذاشته ام به پای ناتوانی ات، در تشخیص تفاوتِ میان "روشنفکر بودن" و "بی اصالت بودن".


پ.ن:
- ظهر که می خواستم این نوشته رو بگذارم توی وبلاگم، دیدم که آفیس 2007 نازنینم رو شادوماد جان به طرز مشکوکی نابود کرده و چیزی هم جایگزینش نکرده اند! لذا به ذهنم خطور کرد که حتما قسمت نبوده این ها را اینجا بنویسم!
اما وقتی یکی مثل رکسانا وعده ی کامنت بهت بده و یکی مثل حسین هم وعده ی لینک! خب آدم وسوسه می شه که قسمت رو بی خیال بشه! اممم... حالا هم یک آفیس 2007 جدید نصب کردم. (همون طور که اعتراف کردم، من خوابم نمی اومد! گرسنه بودم. )

- پ.ن طولانی!! بالا رو هم به حسین تقدیم می کنم...



چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۶ | July 11, 2007

امروز، با دیدن تاریخ تقویم، همه ی این هشت سال انکار نشنیدن صدای "فرزند جان" گفتنت رو، به خاطر آوردم.
هشت سال گذشت از روزی که مجبور شدم لابه لای لباس هام پی سیاهی بگردم؛ از روزی که شنیدم که برادرم گفت: "گفتن دیشب، نصف شب، شاید هم دم صبح..." و من هاج و واج و ناخودآگاه لبخند زدم و با دهان نیمه باز به خواهر وبرادرم و هق هق هاشون نگاه کردم و توی دلم، به یاد همه ی نماز خوندن های کنار تو، گفتم...


خیال کردی آمده ام تا برای تنهاییِ گلدانم بچینم ات،
که خارهایت را نصیبم کردی؟!
نه!
آمده بودم که بگویم:
در همه ی باغ ها
منتظر آمدن تو می مانم...



سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۶ | July 10, 2007

می دانی؟ دل نگرانم... می ترسم نگاهم خالی شده باشد! می ترسم که نگاهم، دیگر مرا به باور مهربانی خدای شادی های کوچک دعوت نکند. می ترسم، در عین اینکه به خودم قول داده ام که در کنار تو دیگر از چیزی نترسم.

پ.ن:
چشمان من که هنوز از همان چشمه خیس می شوند! چرا جور دیگری می بینم؟!



یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۶ | July 8, 2007

بعضی از آدم ها بالا رفتن سن و پیر شدنشون رو باور می کنن و اون رو به عنوان مرحله ی جدیدی از زندگیشون می پذیرن؛ بعضی ها اون رو باور می کنن، اما می خوان به خودشون و دیگران ثابت کنن که پیری و جوونی فرقی با هم ندارن؛ بعضی ها اون رو باور نمی کنن و حتی احساس هم نمی کنن که تغییری اتفاق افتاده، بعضی ها هم نمی خوان باورش کنن و همه اش غصه می خورن...

پ.ن:
بی زحمت این موضوع رو خودتون به چیزهای دیگه هم بسط بدید.
پ.ن (بی ربط):
چقدر آفیس 2007 خوشگله!!!


دیگران

*من و شوالیه
*رویای بهار
*من و سایه ام
*Old Fashion
*This is me
*میرزا پیکوفسکی
*Inner tramp
*LoLiGameS
*شانای
*لحظه
*خط سوم
*ناتور
*نازنین کاظمی
*گل کو
*تیگلاط
*Agri-Subjects
*در جستجوی کلمات
*باغ بی برگی
مطرود
طلوعی تا فردا
شهرزاد
سرزمین گمشده
لانگ شات
Where the Truth Lies
شمال از شمال غربی
چندگانه
سه روز پیش
Symposium
جیره روزانه عکاسی
جایی برای زندگی
Snapshot
قصه های عامه پسند
عباس معروفی
تنهایی پر هیاهو
چتری برای یک نفر
امیرمهدی حقیقت
نیلوفر
دیهور
فروغ
مهران افشار نادری
آرشه
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
مامهر
خانه ی دوست
اگنس
یک سبد آواز نو
سنجاق
کتاب های عامه پسند
ای هفت سالگی
بوم سفید نقاشی
تادانه
رضا ناظم
پیازداغ
خسرو نقیبی
کافه ناصری
منصور نصیری
لولیان
روز و شب
مهدی اچ ای
کتابلاگ
سیما حجازی
منصور ملکی
خواب زمستانی
خشم و هیاهو
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
شب‌نویس
Ecce Homo
مهستا
Air
قاصدک*
تاب
عرایض
PiXEL
جاناتان
روتوشباشی
نشان عشق
پاگرد
کسوف
Miss Anonymous
فتوبلاگ مامهر
Nostalgia
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
برداشت دوم
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما

طراحی و پشتیبانی