کتاب
یک روز قشنگ بارانی"یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی... ادامه
فیلم و تئاتر
The Horse Whispererدو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسبسواری هستند، که ناگهان یکی از اسبها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست میدهد... ادامه
موسیقی
"عاشقان دیروز" در تالار وحدتگروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. به... ادامه
برای او، که مهربان است و بزرگ...
وقتی که دستانت را دور صورتم گرفتی و گفتی که می خواهم ببینمت، هیچ چیز به ذهنم نرسید، جز اینکه لبخند بزنم و به چشمانت نگاه کنم؛ تا اگر مرا دیدی و فهمیدی که دوست دارم دیده شوم، فکر کنی که من همیشه لبخند می زنم.
بعد از آن روز، بعد از دیدنت، بعد از خانه ی تو، و بعد از مهربانی نگاهت، مدام چیزی توی دلم می لرزد؛ چیزی که با همه ی بزرگی اش، احساس کوچکی می کند.
پینوشتها
TrackBack URL for this entry:
http://www.dihoor.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/93


نظرات
پیچیده نبود که!
بن بست | جمعه، ۱۸ خردادماه ۱۳۸۶، ۵:۵۶ بعدازظهر
گاهی چشمهای کمسو بهانه است برای نوازش.
س.ب
پورج | شنبه، ۱۹ خردادماه ۱۳۸۶، ۸:۳۵ صبح
labkhandhaye keshdarrrrrrrrrrrrrrrrr
sun | شنبه، ۱۹ خردادماه ۱۳۸۶، ۳:۰۶ بعدازظهر