...
دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵ | January 29, 2007

آدرس که درست است
اما
درخت توتی که کوچه را شیرین می کرد؟!
و قناتی که
طعم کوچه را پایین می برد؟!

...

شاعر: آذر کتابی



چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵ | January 24, 2007

بهش می گم: "تو، به تنهایی درد کشیدن طمع کرده ای! آدم همون قدر که خوبه دوست هاش رو توی شادی هاش شریک خودش کنه، خوبه که اونا رو تویِ غم ها و دردهاش هم شریک خودش بدونه."
نگاهم می کنه.
دلتنگش می شم...



چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵ | January 17, 2007

"کوتاه مثل آه"؛ گزیده ی شعر امروز ایران و جهان (به انتخاب منصور ملکی) منتشر شد.

پ.ن:
- لینک خبر
- تعداد صفحه های کتاب در خبر 16 صفحه نوشته شده! که منظور همان 160 صفحه بوده است...


سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۵ | January 16, 2007

صبحِ دوباره ای ست؛
باید از همه ی احساسمان
در همه ی شب هایمان
ترانه بسازیم؛
لبِ بی لبخندی هایمان بپرد،
و برقِ دیگری
چشمانمان را
در اثیری ترین نگاه ها شعله ور کند.

صبحِ دوباره ای ست
باید بیدار شویم؛
تا به همه ی دیر رسیدن ها
دیر برسیم...


یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۵ | January 14, 2007

جوراب هایِ سوراخِ نشسته ام را
به روزهایِ راه راهم می آویزم
و باز
با صدایِ خودم بیدار می شوم
و با تک گویی هایِ عاشقانه ام
به خواب می روم...



پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۵ | January 11, 2007

هر چه راه می روم
باز، جایِ تو
در همه ی راه ها
در همه ی پیچ ها
و در همه ی رسیدن ها
خالی ست...



چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۵ | January 10, 2007

امروز که برای رسیدن به خونه ی یکی از دوستان، به اشتباه راه جاده ی شمال رو در پیش گرفتم، و کم مونده بود از کنار دریا سر در بیارم، یک باره و بی بهانه، آنچنان دلتنگت شدم، که نگو و نپرس! حالا من هی هق هق گریه می کنم، سیاوش قمیشی هی می گه: گریه کن گریه قشنگه! آخرش حرصم گرفت، گفتم برو بابا دلت خوشه! آهنگو که عوض کردم، باز محمد نوری اون آهنگ خیلی خوبه رو می خوند: من، بیهوده می خواهم، از یاد تو بگریزم، ای همه هستی من، از مهر تو لبریزم...


...
دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۵ | January 8, 2007

به جانِ پیر خرابات و حقّ صحبت او
که نیست در سر من جز هوای خدمت او

حافظ



شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵ | January 6, 2007

این روزا دلم یه بغلِ امن و آروم می خواد. فقط همین!


پ.ن:
تو ای نایاب، ای ناب! مرا دریاب، دریاب!
مرا دریاب، من خوبم! هنوزم آب می کوبم!

شاعر: شهیار قنبری


...
پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۵ | January 4, 2007

من بیهوده می خواهم، از یاد تو بگریزم
ای همه هستیِ من، از مهرِ تو لبریزم
تو دریایِ من هستی، هرگز از خود مرانم
من ساحلی غریبم، باید با تو بمانم
بی تو، چون کویر تشنه ی آبم
بر موجِ هستی چون حبابم،
بی قرارم و بی تابم
بی تو، چون کتاب بستگی هستم
شاخه ی شکستگی هستم
عابر خستگی هستم

محمد نوری می خواند...
شاعر: وحید ادیبی


...
دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۵ | January 1, 2007

آدما رو باید دیدشون. آدما رو باید شنیدشون. آدما آدمن دیگه؛ آدمم جایزالخطاست...

از فیلم زیر تیغ



دیگران

*من و شوالیه
*رویای بهار
*من و سایه ام
*Old Fashion
*This is me
*میرزا پیکوفسکی
*Inner tramp
*LoLiGameS
*شانای
*لحظه
*خط سوم
*ناتور
*نازنین کاظمی
*گل کو
*تیگلاط
*Agri-Subjects
*در جستجوی کلمات
*باغ بی برگی
مطرود
طلوعی تا فردا
شهرزاد
سرزمین گمشده
لانگ شات
Where the Truth Lies
شمال از شمال غربی
چندگانه
سه روز پیش
Symposium
جیره روزانه عکاسی
جایی برای زندگی
Snapshot
قصه های عامه پسند
عباس معروفی
تنهایی پر هیاهو
چتری برای یک نفر
امیرمهدی حقیقت
نیلوفر
دیهور
فروغ
مهران افشار نادری
آرشه
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
مامهر
خانه ی دوست
اگنس
یک سبد آواز نو
سنجاق
کتاب های عامه پسند
ای هفت سالگی
بوم سفید نقاشی
تادانه
رضا ناظم
پیازداغ
خسرو نقیبی
کافه ناصری
منصور نصیری
لولیان
روز و شب
مهدی اچ ای
کتابلاگ
سیما حجازی
منصور ملکی
خواب زمستانی
خشم و هیاهو
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
شب‌نویس
Ecce Homo
مهستا
Air
قاصدک*
تاب
عرایض
PiXEL
جاناتان
روتوشباشی
نشان عشق
پاگرد
کسوف
Miss Anonymous
فتوبلاگ مامهر
Nostalgia
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
برداشت دوم
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما

طراحی و پشتیبانی