جمعه ۱ دی ۱۳۸۵ | December 22, 2006
بازی یلدا در وبلاگستان

دوستم، می دونی که من بلد نیستم مقدمه بنویسم پس می رم سر اصل مطلب:

1- اول، مهم تر، و واضح تر از همه اینکه: اگر خاطر کسی رو بخوام، هر وقت تو بازی راهم بده، با کله می پرم وسط بازی!
2- تا قبل از یازده دوازده سالگی، علاقه ی شدیدی به دزدی داشتم! و خب...
3- از شکست خوردن به شدت می ترسم!!
4- از اینکه موهای سفیدم رو بشمرم ذوق می کنم!
5- گاهی خیلی غصه ام می گیره که نمی تونم از کلمه های زشت استفاده کنم!


پ.ن:
1- سرنخ این بازی...
2- خب از اونجایی که خیلی از اونایی که می تونم دعوت کنم، دعوت شدن؛ رفتم بررسی کردم ببینم از اونایی که می تونم دعوت کنم کیا نیومدن هنوز توی بازی تا بشه دعوتشون کرد. تشریف بیارین: نامه هایی به خودم، ناتور، کاکتوس تیلا، مینا، میترا.
3- کار سختی بودها! اما جالب بود!


پی‌نوشت‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://www.dihoor.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/28

نظرات

:))
موهای سفیدت حالا چندتایی شدن !!؟

یاسمن: تا حالا هفت تا، ولی خب زیاد می شن هی :">ا

شماره‌ی پنج تایید می‌شود!

اه ! اون Anonymous منم که ! چرا اسمم نیومده !؟

دخترم من هم عین تو از داشتن موی سفید ذوق می کنم اما اصلا هیچی موی سفید ندارم!

زمستون تو هم مبارك خوشحالم كه با وب لاگت آشنا شدم.

بايد بگم كه مورد 4 در مورد من برعكس اگه موي سفيدي ببينم خيلي غصه دار مي شم.

چون سفيداش كمه ذوق مي كني؟

مرسی، نوشتم. منم همون اولی و سومی و چهارمی ولی کاش دو و پنج هم در موردم صادق بود!

نکته سومی خیلی با حال بود

ميگم چرا هر وقت ميرفتيم واليبال و توسالي يه بار ميومدي بعدش كيف پولم نبود؟!!!!! نگو كه نبوده از اولشم!!!! ديدي فكر بد كردي. 6) از بچگي فكرش خراب بوده!!!

سلام یاسمن! اگه تو آدرس اونجا رو گم کرده بودی اما هنوز لینک تو توش بود. پس من گم نکردم. از دیماه 84 دیگه ننوشتی اما خیلی هارو مثل من هر بار به طمع خوندن کشوندی تا اونجا... دیدی من میشناسمت هنوز... این شعر نو آخرین چیزی بود که از ... و فکر کن که ... واسه خودم یادداشت کردم :
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود كه
كه عشق
پناهي گردد،
پروازي نه
گريز گاهي گردد.
آي عشق آي عشق
چهره آبيت پيدا نيست
***
و خنكاي
مرحمي
بر شعله زخمي
نه شور شعله
بر سرماي درون
آي عشق آي عشق
چهره سرخت پيدا نيست.
***
غبار تيره تسكيني
بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهائي
بر گريز حضور.
سياهي
بر آرامش آبي
و س ...

یادت میادش اون کنار نوشته بودیش. زیر صندوق پستی. آخرین جایی که می شد چیزی نوشت...
راستی هنوز اونجا هست یا دیگه اصلا بسته شده؟
راستی از این به بعد اگه خواستم نظر بدم به اسم علیرضا میام. جاودانگی جای خودش رو داده به خودم.... جالبه نه؟
D:

سلام یاسمن گل بانوی گل.
خیلی خیلی از دعوتت ممنون. نمی دونم چرا این همه تعجب زده شدم. همین امروز به این بازی دعوت شدم. اما همینجا مجبورم یه اعتراف دیگه هم بکنم: اینکه این وبلاگ که آدرس اش رو برات می ذارم رو هم من می نویسم.( این مهم ترین اعترافی بود که می شد برای تو بگم.)... اگه خواستی بخونی بیا به این آدرس.

اعتراف ميكنم كه به طرز عجيبي وقتي اسمم رو توي اون 5 نفر ديدم ذوق كردم
خيلي ياسي ... فكر نمي كردم كه اگه بخواي 5 تا بلاگي انتخاب كني من هم توش باشم :)

ميدوني هركسي تو زندگيش اعتراف داره ... اعتراف هاي من براي تو خيلي كمه ... خوب خودت ميدوني ديگه ...
ياد اون شب افتادم تو ليمو ترش ، من و تو و زارا و يه اعتراف هركدوم ... (يادته ؟‌همون شبي كه كادو تولد گرفتيم D: و كارت تبريك رو من انتخاب كردم (; )
حالا قول بهت ميدم كه 5 تا اعتراف جانانه از اون هايي كه اگه نامرد باشي يه عمر دستم بندازي برات بكنم تا حالش رو ببري
فقط ازم نخواه كه تو بلاگم بنويسمشون ... داستان بلاگ من و اون چندتا عوضي كه مدام دارن چكشون ميكنند رو كه ميدوني ... اگرهم تا حالا بهت لينك ندادم به ديهور يا به كجايي انسان فقط به خاطر همون عوضي ها بوده ...

يه اعتراف ديگه ... وقتي كه بازي رو ديدم و داشتم به اون 5 تا اعتراف تكان دهنده فكر ميكردم ... متوجه يه نكته دردناك شدم... من جز تو و سحر و لادن و آب‌ب‌‌ب (كه چك كردن بلاگش يك طرفه است و مطمئنا اگه دعوتش بكنم هيچ وقت تو بازي شركت نميكنه ) دوست بلاگي ديگه ايي ندارم ... :"( خيلي ناراحت كننده است ... يه آن احساس تنهايي شديدي كردم...

واي ياسمن جونم ... مرسي كه من رو بازي دادي ... بيا يه شب بريم ليمو ترش تا صبح برات اعتراف كنم ولي ازم نخواه تو بازي اي شركت كنم كه يادم بندازه چقدر دوست كم دارم يا به دست يه مشت عوضي آتو بده ...
باز هم مرسي كه دعوتم كردي بازهم ببخشيد كه بازي رو خراب كردم و خواننده هات رو دلسرد :(
دوستت دارم

ارسال نظر


دیگران

*خسرو نقیبی
*فروغ
*مطرود
*یک سبد آواز نو
*لحظه
*رضا ناظم
*سرزمین گمشده
*منصور نصیری
*Old Fashion
*LoLiGameS
*Inner tramp
*رویای بهار
*جیره روزانه عکاسی
*امیرمهدی حقیقت
*منصور ملکی
*Ecce Homo
*نیلوفر
گل کو
چتری برای یک نفر
شانای
ناتور
پاگرد
بوم سفید نقاشی
لولیان
چندگانه
خشم و هیاهو
میرزا پیکوفسکی
جایی برای زندگی
ای هفت سالگی
برداشت دوم
قصه های عامه پسند
نازنین کاظمی
کتابلاگ
خواب زمستانی
جاناتان
تاب
مهران افشار نادری
باغ بی برگی
Where the Truth Lies
شب‌نویس
Miss Anonymous
من و سایه ام
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
مامهر
This is me
سه روز پیش
لانگ شات
سیما حجازی
Air
عرایض
خانه ی دوست
من و شوالیه
پیازداغ
روز و شب
تادانه
اگنس
آرشه
فتوبلاگ مامهر
روتوشباشی
کافه ناصری
شهرزاد
خط سوم
Agri-Subjects
در جستجوی کلمات
سنجاق
تیگلاط
تنهایی پر هیاهو
کتاب های عامه پسند
شمال از شمال غربی
مهستا
مهدی اچ ای
کسوف
Snapshot
عباس معروفی
طلوعی تا فردا
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
PiXEL
Symposium
دیهور
Nostalgia
قاصدک*
نشان عشق
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما

طراحی و پشتیبانی

MT 3.33 | Stats
RSS | Atom

hamidreza [dot] com