کتاب
یک روز قشنگ بارانی"یک روز قشنگ بارانی" نام آخرین اثر چاپ شده از اریک امانوئل اشمیت، در حال حاضر ایران است. این کتاب شامل پنج داستان کوتاه است که هر یک حکایت زنی... ادامه
فیلم و تئاتر
The Horse Whispererدو دختر نوجوان - گِرِیس و جودیث - در یک روز زمستانی مشغول اسبسواری هستند، که ناگهان یکی از اسبها تعادلش را در برف و سراشیبی تند از دست میدهد... ادامه
موسیقی
"عاشقان دیروز" در تالار وحدتگروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری ملکی» در روزهای 20، 21 و 22 تیر ماه 87 کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. به... ادامه
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
حافظ
چه همه می چسبه، که آدم از یک سفر تقریبا دو روزه ی همه اش توی راه بودگی برگرده، بعدش یهو ببینه صاحب یک نمازخانه ی کوچک، یه آهنگ خیلی مهربونانه هدیه اش کرده.
پ.ن:
مرسی رفیق، خیلی چسبید : )
تنها
دلجویی تو را می خواستم
صدایی از آن سوی سیم
که به مهربانی می پرسد:
- خوبی؟
- خوبم
با تو خوبم
دو کبوتر کنار پنجره ی ما، منصور ملکی، نشر پریمان، 1383
چه یهو یاد عید دو سال پیش افتادم و روزی که از سفر برگشتم و... :
صبح ها،
چشم به دل بی قرارم می دوزم،
باشد که نگاهم کنی
و شب ها،
نغمه های عاشقانه زمزمه می کنم،
باشد که بشنوی.
1383.1.14
دیدی گاهی دلت می خواد یه چیزی بنویسی، یا حتی بگی، اما از ترس اینکه حرفت رو اشتباه برداشت کنن، منصرف می شی؟!
خُب الان از اون وقتامه!!
تقدیم به پری ملکی
از نجوایِ پرتلاطمِ پاییز گذشته ام،
و بر همه ی وسعت این برهنگیِ یکدست
آرمیده ام.
دیگر چیزی نمانده است؛
آخرین گلوله سپید را هم
که به ابریِ آسمانم بکوبم،
جوانه ها روییده اند.
پ.ن:
چه همه غصمه، که امروز آخرین جلسه ی مشقِ آوازم، پیش استاده : (
چهار سال، هفته ای یه بار... هوم... چه دلم تنگ شد... حتی دلم واسه ی تنبلیای سر کلاسم هم تنگ شد، چه برسه به بقیه اش!
دوستم، می دونی که من بلد نیستم مقدمه بنویسم پس می رم سر اصل مطلب:
1- اول، مهم تر، و واضح تر از همه اینکه: اگر خاطر کسی رو بخوام، هر وقت تو بازی راهم بده، با کله می پرم وسط بازی!
2- تا قبل از یازده دوازده سالگی، علاقه ی شدیدی به دزدی داشتم! و خب...
3- از شکست خوردن به شدت می ترسم!!
4- از اینکه موهای سفیدم رو بشمرم ذوق می کنم!
5- گاهی خیلی غصه ام می گیره که نمی تونم از کلمه های زشت استفاده کنم!
پ.ن:
1- سرنخ این بازی...
2- خب از اونجایی که خیلی از اونایی که می تونم دعوت کنم، دعوت شدن؛ رفتم بررسی کردم ببینم از اونایی که می تونم دعوت کنم کیا نیومدن هنوز توی بازی تا بشه دعوتشون کرد. تشریف بیارین: نامه هایی به خودم، ناتور، کاکتوس تیلا، مینا، میترا.
3- کار سختی بودها! اما جالب بود!
در امتداد آسمانی که ابر داشت
و آبی بود،
از روزنه ی پر مهری تو بیدار شدم.
گفتم: سلام
گفتی: سلام
پس لبخند زدیم...
چه کارها که برای این وطن نکردیم!
یکی مان مُردیم؛
یکی مان نطق کردیم.
رنگ قایق ها مالِ شما، اورهان ولی؛ ترجمه شهرام شیدایی، تهران: کلاغ سفید، 1382.
نمی دونم کجای صحبت بودیم که یک دفعه گفت: "اگر به کتاب یا منبعی دسترسی داری، کمی نیچه هم بخون!"
من هم اومدم توی اینترنت و یک کمی این ور و اون ور رفتم تا مطلب پیدا کنم. از بین سه تا مقاله ای که خوندم، تا اطلاع ثانوی، این جمله هاش برام جالب بودن:
- گاهی، ظواهر انسان را فریب می دهند. مثلا سردی بیش از حد و یخ زدگی، می تواند انگشت را بسوزاند، و سوزان به نظر آید!
- باید اخلاق را بدون ارزش گذاری ها، یعنی بدون پیش داوری بررسی کرد.
- کسی که آرمان نداشته باشد، کمتر از کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند لاابالی ست.
- فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود، زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد.
- همیشه اندکی دیوانگی در عشق هست، اما همیشه اندکی منطق هم در دیوانگی هست.
دارم هی عراق و رهاب و مثنوی افشاری (که بسیار دوستشون می دارم) می خونم؛ باشد که در چند روز آینده، زیاد هم خجالت زده نشم!!
پ.ن:
خب کنجکاوم، چی کار کنم؟! (بگذریم که به یکی از دوستان سفارش کردم که کوکم کنه :دی)
باز، مثل همیشه می گم:
تنت به ناز ِ طبیبان، نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
سلامتِ همه آفاق، در سلامت توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
پ.ن:
1- یه وقتایی هست که می بینی، هر چقدم یه نفر برات عزیز باشه، ولی دستت کوتاهتر از اونیه که بتونی براش کاری انجام بدی؛ جز اینکه بدونه همه جوره هستی و به این فکر کنی که هر چه زودتر درد یا بیماریی که داره، رفع بشه...
2- شُکر، که تا حد زیادی برطرف شد...
3- شاعر: حافظ
نذونم مو که سرگردان چرایم
گهی گریان، گهی خندان چرایم
همه درمانشان بی درد داران
نذونم مو که بی درمان چرایم
باباطاهر
نه از باور ِ جاودانگی سیر می شوم،
و نه از ناباوریِ نابودی؛
فقط
مثل ِ همیشه
دغدغه ی زندگی،
درست مثل ِ زندگی ِ بی دغدغه
روز به روز ِ جانم را می کاهد...
1385.7.15
چه فایده که صدایت خوب است، وقتی معشوق در عبور های نافرجامش از حاشیه ی خلوتت هدفون به گوشش دارد. و تو خودت را به خریت می زنی که نه! این ها دو گوش وار زیبای هم زادند...
از وبلاگ ترسا
لینکها
- شاخه گل 79 با آوای استاد گلپا در دستگاه چهارگاه
- نمایشگاه عکس: من از دنیای بی کودک می ترسم.
- چاپ اپرای قورباغه های مرداب خوار
- "آن و آن"؛ دونوازي سه تار عليزاده و تنبك پژمان حدادي، به زودی وارد بازار می شود.
- در اتاقخواب من، در آن مثلت آفتابی...
دیگران
*رویای بهار
*من و سایه ام
*Old Fashion
*This is me
*میرزا پیکوفسکی
*Inner tramp
*LoLiGameS
*شانای
*لحظه
*خط سوم
*ناتور
*نازنین کاظمی
*گل کو
*تیگلاط
*Agri-Subjects
*در جستجوی کلمات
*باغ بی برگی
مطرود
طلوعی تا فردا
شهرزاد
سرزمین گمشده
لانگ شات
Where the Truth Lies
شمال از شمال غربی
چندگانه
سه روز پیش
Symposium
جیره روزانه عکاسی
جایی برای زندگی
Snapshot
قصه های عامه پسند
عباس معروفی
تنهایی پر هیاهو
چتری برای یک نفر
امیرمهدی حقیقت
نیلوفر
دیهور
فروغ
مهران افشار نادری
آرشه
حافظ موسوی
مریم پالیزبان
مامهر
خانه ی دوست
اگنس
یک سبد آواز نو
سنجاق
کتاب های عامه پسند
ای هفت سالگی
بوم سفید نقاشی
تادانه
رضا ناظم
پیازداغ
خسرو نقیبی
کافه ناصری
منصور نصیری
لولیان
روز و شب
مهدی اچ ای
کتابلاگ
سیما حجازی
منصور ملکی
خواب زمستانی
خشم و هیاهو
سعید حاتمی
غلاف تمام فلزی
شبنویس
Ecce Homo
مهستا
Air
قاصدک*
تاب
عرایض
PiXEL
جاناتان
روتوشباشی
نشان عشق
پاگرد
کسوف
Miss Anonymous
فتوبلاگ مامهر
Nostalgia
امیدک
هزار و یک روزنه
روزگاری نو
برداشت دوم
نمازخانه ی کوچک من
علی صالحی
نامه هایی به خودم
ساکاری
مینا
من و بقیه
مسعود غدیری
جام جم فلسفه
موسیقی ما
سایتها
*کافه تیتر
*مجله اینترنتی فریا
خزه
IMDB
نشریه ادبی جن و پری
وبلاگ های به روز
رادیو زمانه
کارگاه
سینما، تئاتر
خانه شاعران جهان
خانه موسیقی
جستجوگر فارسی دهیو
هنر و موسیقی
پندار
درویش
گروه موسیقی خنیا
خانه هنرمندان ایران
مرور
آوای آزاد
تئاتر ما
سایت سینمایی فکسون
دیگران
ایران تئاتر
کافه نمایش
doxdo
پرشیا فیلم
سینمای ما
وازنا
جشنواره فیلم فجر
همشهری آنلاین
جشن کتاب
میهن مهر دانلود
FFFFOUND!
انتشارات نیلا

